تمثيل روشهاى مختلف وهمتهاى گوناگون به اختلاف تحرى متحريان در وقت نماز قبله را به وقت تاريكى وتحرى غواصان در قعر بحر
( ( 329 ) ) هم چو قومى كه تحرى مىكنند
بر خيال قبله هر سو مىتنند
( ( 330 ) ) چون كه كعبه رو نمايد صبحگاه
كشف گردد كه گم كردست راه
( ( 331 ) ) يا چو غواصان درون قعر آب
هر يكى چيزى همىچيند شتاب
( ( 332 ) ) بر اميد گوهر ودرّ ثمين
توبره پر مىكنند از آن و اين
( ( 333 ) ) چون برآيند از تگ درياى ژرف
كشف گردد صاحب درّ شگرف
( ( 334 ) ) وان دگر كاو برد مرواريد خرد
وان دگر كه سنگ ريزه وشبه برد
( ( 335 ) ) هكذا يبلوكم بالساهرة
فتنة ذات افتضاح قاهرة
( ( 336 ) ) همچنين هر قوم چون پروانگان
گرد شمعى پر زنان اندر جهان
( ( 337 ) ) خويش را بر آتشى برمىزنند
گرد شمع خود طوافى مىكنند
( ( 338 ) ) بر اميد آتش موسىّ بخت
كز لهيبش سبز وتر گردد درخت
( ( 339 ) ) فضل آن آتش شنيده هر رمه
هر شرر را آن گمان برده همه
( ( 340 ) ) چون برآيد صبحدم نور خلود
وا نمايد هر يكى چه شمع بود
( ( 341 ) ) هر كه را پر سوخت زان شمع ظفر
بدهدش آن شمع خوش هفتاد بر
( ( 342 ) ) ليك پروانه دو ديده دوخته
مانده زير شمع بد پر سوخته
( ( 343 ) ) مىطپند اندر پشيمانى وسوز
مىكند آه از هواى چشم دوز
( ( 344 ) ) شمع او گويد كه من چون سوختم
كى تو را برهانم از سوز و ستم
( ( 345 ) ) شمع او گريان كه من سر سوخته
چون كنم مر غير را افروخته
( ( 346 ) ) او همىگويد كه از اشكال تو
غره گشتم دير ديدم حال تو
آيه
« يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي اَلْحافِرَةِ . أَإِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً . قالُوا تِلْكَ