تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
گرفته و از آنچه كه ما نصيبشان كرده‌ايم انفاق مىكنند . )

روايت

« اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت ولا اذن سمعت ولا خطر على قلب بشر . » ( 1 ) ( آماده كرده‌ام براى بندگان صالحم آن چه را كه چشمى آن را نديده است و نه گوشى آن را شنيده است و نه به قلب بشرى خطور نموده است ) . « حفت الجنه بالمكاره والنار بالشهوات . » ( 2 ) ( بهشت با ناملايمات و آتش با شهوات كسب مىشود )

( ( 148 ) ) تن ز سرگين خويش چون خالى كند پر ز گوهرهاى اجلالى كند ( ( 149 ) ) زين پليدى برهد و پاكى برد از يطهركم تن او بر خورد

اگر پليدىها از جان آدمى بر طرف شود ، طهارت و پاكى روى مىآورد

البته مسلم است كه تا كثافت وباتلاق از زمين بر طرف نشود ، قابل كشت ورويانيدن محصول مطلوب نخواهد گشت . اين قانونى است كه كليت دارد . توقعى كه عاميان از رشد و كمال دارند غالبا بدون توجه به قانون مزبور است مخصوصاً در عصر ما ( نيمه دوم از قرن چهاردهم هجرى ) اين بىاعتنايى به صورت بيمارى مهلك درآمده ، نماز و روزه را با تمام بىاعتنايى حتى عرفان را با كشف تمام آن چه كه بايد پوشيده شود و با ربا خوارى ودروغ و خيانت وستمگرى وسيه كارى وبيند وبارى در اشباع هر گونه شهوات سازگار نموده و با جملهء سحر آميز
هامش
( 1 ) شرح انقروى ج 5 ، ص 40 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 44 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 144 | محمد تقي جعفري