تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
آلوده را بشويم ، هر يك از مردم كه در آنجا حضور داشتند ، پيش مىدويدند كه اى پيامبر عزيز كه جان ما وجسم ما قربانى وجود تو باد ، براى خدا بگذار اين كثافت را ما بشوييم كه اين كار دست است ، نه كار جان ودل كه از آن تست . اى پيامبرى كه خدا بر زندگيت قسم خورده وخليفه ات كرده و بر كرسى خلافت نشانده است ، زندگى ما براى خدمت به تست و اگر تو اين گونه خدمات ناچيز را انجام خواهى داد پس ما چه كاره‌ايم پيامبر فرمود : آرى مىدانم ولى در اين ساعت در شستن حكمت بزرگى وجود دارد . در انتظار آن بودند كه اسرار گفتار پيامبر پديدار شود . پيامبر با تمام جديت ، آن كثافتها را از روى دستور حق نه از تقليد وريا مىشست ، زيرا دستور شستن را از دل پاكش در مىيافت كه مىگفت : اى پيامبر ، تو خود اين رختخواب را بشوى كه حكمتها در شستن توست .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 140 | محمد تقي جعفري