انديشه قائل مىشود . لذا مجبوريم اين روش تناقض نما را كه ما را به سوى درك اندازه گسترش و عمق انديشه هاى تابناك جلال الدين رهنمون خواهد گشت . مطرح و حل و فصل نماييم .
سه مرحلهء اساسى انديشه :
نيروى واقع يا بى ، انديشه ناب ، انديشه قانونى
مجموع مشاهدات ما در بارهء فعاليتهاى گوناگون روانى سه مرحلهء فوق را تثبيت مىنمايد :
يك - مرحلهء انديشهء قانونى :
اين همان پديدهء معمولى است كه همهء افراد انسانى در جوامع مختلف از آن برخوردارند و آن عبارت است از فعاليت مغز در هدف گيرى و انتخاب وسيله به معناى عمومى آن دو ( هدف و وسيله ) منطقهايى كه تا كنون در فرهنگ بشرى به وجود آمده است هدفى جز تصحيح و نشان دادن طرق تنظيم اين مرحله از انديشه نداشته است .
تفكر معنى اساسىترين عامل تماس با واقعيات روشن شده و بهره بردارى از آنها است .
حق و باطل و نيك و بد و زشت و زيباهاى تثبيت شده در سطح معارف بشرى با اين مرحله از انديشه تصفيه و تنظيم مىگردد .
هوش و استعداد و كميت و كيفيت معلومات و حافظه در استخدام اين انديشه قرار مىگيرد و رابطهء مستقيم يا غير مستقيم با درستى و نادرستى انديشه دارند .
مولانا جلال الدين و ساير نوابغ به اندازهء احتياج از روشهاى علمى و اخلاقى و هنرى در حدود لازم برخوردار بوده ، بخواهند يا نخواهند ، خود آگاه