تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩

تفسير اين حديث كه انى لاستغفر الله ربى فى كل يوم سبعين مرة

( ( 3300 ) ) همچو پيغمبر ز گفت دُر نثار توبه آرم روز من هفتاد بار ( ( 3301 ) ) ليك آن مستى شود توبه شكن منسى است اين مستى تن جامه كن ( ( 3302 ) ) حكمت اظهار تاريخ دراز مستيى انداخت بر داناى راز ( ( 3303 ) ) راز پنهان با چنين طبل و علم آب جوشان گشته از جف القلم ( ( 3304 ) ) رحمت بىحد روانه هر زمان خفته‌ايد از درك آن اى مردمان ( ( 3305 ) ) جامهء خفته خورد از جوى آب خفته اندر آب جوياى سراب ( ( 3306 ) ) مىرود آن جا كه بوى آب هست زين تفكَّر راه را بر خويش بست ( ( 3307 ) ) چون كه آن جا گفت ز اينجا دور شد بر خيالى او ز حق مهجور شد ( ( 3308 ) ) دور بينانند و بس خفته روان رحمتى آريدشان اى رهروان ( ( 3309 ) ) من نديدم تشنگى خواب آورد خواب آرد تشنگىّ بىخرد

روايت « و الله انى لاستغفر الله و اتوب إليه فى اليوم ( الواحد ) اكثر من سبعين مرة » ( 1 ) ( سوگند به پروردگار من در هر روز بيش از هفتاد مرتبه استغفار و به خدا باز گشت مىكنم ) . « جف القلم بما هو كائن » ( 2 ) ( قلم همهء آن چه را كه تحقق پيدا خواهد كرد نوشته و خشك شده است ) .

هامش
( 1 ) سفينه البحار ، ج 2 ، ص 323 . .
( 2 ) صحيح بخارى ، كتاب نكاح ، باب 8 . . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 619 | محمد تقي جعفري