تفسير اين حديث كه انى لاستغفر الله ربى فى كل يوم سبعين مرة
( ( 3300 ) ) همچو پيغمبر ز گفت دُر نثار
توبه آرم روز من هفتاد بار
( ( 3301 ) ) ليك آن مستى شود توبه شكن
منسى است اين مستى تن جامه كن
( ( 3302 ) ) حكمت اظهار تاريخ دراز
مستيى انداخت بر داناى راز
( ( 3303 ) ) راز پنهان با چنين طبل و علم
آب جوشان گشته از جف القلم
( ( 3304 ) ) رحمت بىحد روانه هر زمان
خفتهايد از درك آن اى مردمان
( ( 3305 ) ) جامهء خفته خورد از جوى آب
خفته اندر آب جوياى سراب
( ( 3306 ) ) مىرود آن جا كه بوى آب هست
زين تفكَّر راه را بر خويش بست
( ( 3307 ) ) چون كه آن جا گفت ز اينجا دور شد
بر خيالى او ز حق مهجور شد
( ( 3308 ) ) دور بينانند و بس خفته روان
رحمتى آريدشان اى رهروان
( ( 3309 ) ) من نديدم تشنگى خواب آورد
خواب آرد تشنگىّ بىخرد
روايت « و الله انى لاستغفر الله و اتوب إليه فى اليوم ( الواحد ) اكثر من سبعين مرة » ( 1 ) ( سوگند به پروردگار من در هر روز بيش از هفتاد مرتبه استغفار و به خدا باز گشت مىكنم ) . « جف القلم بما هو كائن » ( 2 ) ( قلم همهء آن چه را كه تحقق پيدا خواهد كرد نوشته و خشك شده است ) .
هامش
( 1 ) سفينه البحار ، ج 2 ، ص 323 . .
( 2 ) صحيح بخارى ، كتاب نكاح ، باب 8 . . .