( ( 2461 ) ) چون مراقب باشى و گيرى رسن
حاجتت نايد قيامت آمدن
( ( 2462 ) ) آن كه رمزى را بداند او صحيح
حاجتش نايد كه گويندش صريح
( ( 2463 ) ) اين بلا از كودنى آيد تو را
كه نكردى فهم نكته و رمزها
( ( 2464 ) ) از بدى چون دل سياه و تيره شد
فهم كن اين جا نشايد خيره شد
( ( 2465 ) ) ور نه خود تيرى شود آن تيرگى
در رسد در تو جزاى خيرگى
( ( 2466 ) ) ور نيايد تيرت از بخشايش است
نى پى ناديدن آلايش است
( ( 2467 ) ) هين مراقب باش گر دل بايدت
كز پى هر فعل چيزى زايدت
( ( 2468 ) ) ور ازين افزون تو را همت بود
از مراقب كار بالاتر رود
روايت
« ألا و انى قد دعوتكم الى قتال هؤلاء القوم ليلا و نهارا و سرا و اعلانا و قلت لكم اغزوهم قبل ان يغزوكم فو الله ما غزى قوم فى عقر دارهم الا ذلوا فتواكلتم و تخاذلتم حتى شنت الغارات عليكم و ملكت عليكم الاوطان . » ( 1 ) ( بدانيد ، من شما را به جهاد با اين قوم شب و روز پنهانى و آشكارا دعوت كردم و به شما گفتم پيش از آن كه آنان با شما به جنگ و پيكار بر خيزند ، شما جنگ را شروع كنيد ، سوگند به پروردگار ، هيچ قومى در وسط خانهء خود بجنگ نپرداخت مگر اين كه ذليل و مغلوب شد ، شما جنگ را به يك ديگر واگذار مىكرديد و عقب نشستيد و يكديگر را بىياور گذاشتيد و در نتيجه يغماگرىها بر سر شما فرود آمد و وطنهايتان مملوك ديگران گشت . )
( ( 2443 ) ) غازيان حملهء غزا چون كم برند
كافران بر عكس حمله آورند
دو فرد يا دو گروه كه خصومتشان به سر حد اقدام رسيده است همواره منتظر فرصت براى حمله و تاخت و تاز مىباشند .
كينه و خصومت مانند محبت و دوستى داراى مراتب گوناگون است ، چنان كه
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 64 . .