4 - چند بعدى بودن انديشه هاى جلال الدين : اين موضوع بسيار شگفت انگيز هم از عهدهء انديشه هاى قانونى ساخته نيست ، زيرا به اضافهء اين كه يك انديشهء معمولى نمىتواند اين همه ابعاد گوناگون داشته باشد ، شبيه به امر محال است كه در هر بعد فكرى كه ابراز مىدارد منحنىهايش به حد اعلا در آن موضوع مىرسد .
اين فعاليت روانى كشف مىكند كه منحنى انديشه هاى جلال الدين ما فوق و مشرف به منحنىهاى معمولى فرهنگى است كه بشر تدريجا و به وسيله نوابغ فراوان براى انديشه خود مىكشد ، وقتى كه مىخواهد با انديشهء ايده آليستى وارد ميان شود منحنى فكرش به اوج ممكن مىرسد و مىگويد :
باده در جوشش گداى جوش ماست
چرخ در گردش اسير هوش ماست
. . .
اين زمين و آسمانهاى سمى
هست عكس مدركات آدمى
جلال الدين در مسير انديشه هايش كه زمينه اش را ابيات زير قرار داده است ابعاد متنوع فراوانى را نشان مىدهد .
نقطهء آغاز - موج خاكى فكر و وهم و فهم ماست .
و همهء تحولات تكاملى بشر را شامل مىشود كه مىگويد :
از جمادى مُردم و نامى شدم
وز نما مُردم ز حيوان سر زدم
مُردم از حيوانى و آدم شدم
پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم
حملهء ديگر بميرم از بشر
تا بر آرم از ملايك بال و پر
از ملك هم بايدم جستن ز جو
كل شيئى هالك الا وجهه
بار ديگر از ملك پرّان شوم
آن چه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گويدم انّا إليه راجعون