تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
در اين صورت اگر وجدانى باقى بماند ، كيفر و شكنجه هاى درونى آغاز مىشود .
( ( 1138 ) ) كعبه را كش هر دمى عزّى فزود آن ز اخلاصات ابراهيم بود ( ( 1139 ) ) فضل آن مسجد ز آب و سنگ نيست ليك در بناش حرص و جنگ نيست

عظمت معابد كه در روى زمين ساخته مىشود ناشى از اخلاص بنيان گذاران آنها است

از قديمترين دورانهاى بشرى تا كنون روى اين كرهء خاكى معبدها ساخته شده است ، اين معابد چه كوچك و چه بزرگ ، چه مجلل و باشكوه و چه محقر و ناچيز بمنزلهء رصدگاه است كه براى نظاره بىنهايت بنا شده و بمنزلهء بال و پرى است براى پرواز به سوى همان بىنهايت مورد نظاره . مصالح ساختمانى اين معابد تفاوتى با ساير مصالحى كه در ساختمانهاى ديگر رفته است ، ندارد ، كارى هم كه از انديشهء مهندس و اعضاى بنا و عمله در روى آن مصالح متبلور شده است ، با ساير كارها فرقى ندارد . تنها فرقى كه هست در اين است كه بناى معبد بايد خالصانه و با نيت پاك شالوده ريزى شود ، اساسش بر تقوى و نظاره و معراج به بىنهايت بوده باشد . متأسفانه اين بشر عجيب و غريب از آن اخلاص مىكاهد و به آرايش و پيرايش معبد مىپردازد ، او در اين كار مانند اين است كه آن ليوان را كه بايستى براى خوردن آب منظور بدارد و بس ، با طلا و فلزات و سنگهاى گرانبها مىآرايد و بجاى آب حيات زلال و خوشگوار آب لجن در تويش مىريزد و سر مىكشد اين معابد چنان كه گفتيم بمنزله رصدگاهى است براى نظاره به بىنهايت و پر و بالى است براى گرايش و معراج به سوى بىنهايت . اين انسانهاى نابينا نمىدانند كه نيتهاى ناپاك و آرايشهاى ظاهرى حتى همان سنگ و گل ساختمان معبد را كه فطرت پاك آدميان آنها را شيشه صاف تلسكوپ مىبيند تيره و تاريك مىسازند و خاصيت نشان دهندگى و كشش آن را