نوع احساس مذهبى مخصوص به خود نباشد ، اين مذهب ، با مذهب يك شخص عادى فرق دارد . خداى يك فرد عادى موجودى است كه او برحمتش اميدوار و از قهر و سخطش گريزان و بيمناك است . احساسى كه تغيير شكل و تعالى احساسات كودكى نسبت به پدر است ، هر چند ممكن است كه اين خويشاوندى در اصل رنگ ترس داشته باشد . ولى يك دانشمند مصلح معتقد بعقيدهء قانون عليت در عالم وجود مىباشد . آينده براى او همان قدر مشخص و معلوم و لازم الاتفاق است كه گذشته . عقل و وجدانش رنگ ربانى و آسمانى ندارد ، بلكه آن را از قضاياى كاملًا بشرى مىداند ، مذهبش شكل تحيرى شعف آور از نظام عجيب و دقيق كائنات است ، كه گاه گاه پرده از روى اسرارى بر مىدارد كه در مقام مقايسه با آن ، تمام تلاشها و تفكرات منظم بشرى انعكاسى ضعيف و ناقابل بيش نيست « ( 1 ) » . . . اين احساس ، چراغ راه كاوشها و زندگى او است و در مقابل افتخارات و پيروزىها او را از بندهاى گران خود خواهى و تفاخر بدور مىدارد « ( 2 ) » عدهء معدودى انسان يافت مىشوند كه وجدانى مستقل براى ديدن نقاط ضعف و حماقتهاى معاصرين خود دارند و خودشان هم در برابر اين ضعفها و حماقتها ، غير قابل آلايش و انعطاف مىمانند ، ولى اين عدهء قليل وقتى كه با لجاجت و سر سختىهاى اجتماع روبه رو مىشوند ، قدرت و شوق و علاقه خويش را از دست مىدهند ، و مايوس مىگردند . و اما در اين ميان اينجا و آن جا ، در بين اين مردان بزرگ افرادى باقى مىمانند و از زير تكفيرها و انتقادات و خونسرديهاى مردم همچنان قد راست مىكنند و به راه خويش ادامه مىدهند . اين عدهء انگشت شمار بنمايندگى هنر آينهاى تمام نماى از جملات ظريف و نوشته هاى آب دار و افسون كنندهء خود در برابر اجتماع فرا مىدارند ، تا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 64
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٤
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 60 و 61 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 61 . .