« از طرف ديگر من تاييد مىكنم كه اين مذهب وجود ، يا مذهب عالم هستى ، قوىترين و عالىترين محرك تحقيقات و مطالعات علمى است ، فقط آنها كه معنى كوشش خارج از حد متعارف و باور نكردنى دانشمندان و مهمتر از همه فدا كارى و كوشش طلايه ها و پيش قراولان علمى و كار خرد كنندهء تئورى سازان را مىشناسند مىدانند و مىتوانند نيروى عظيم هيجاناتى را كه مصدر اين همه ابداعات عجيب و كاشف واقعى فنومنهاى زندگى است دريابند . آيا چه الزام و اعتقادى از نظم جهان هستى و چه اشتياق عجيبى كپلر و نيوتون را نيرو و توان مىبخشيد كه سالها در تنهايى و سكوت محض ، براى توضيح دادن و از پيچيدگى در آوردن نيروى جاذبه ، و نظام فلكى رنج بردهاند ، ولى جهان چه بهرهء كمى از خزاين پر گوهر مغز آنها برد ؟ آنها كه آشنائيشان با تحقيقات علمى محصول نتايج عملى علوم است ، به زودى و آسانى سخت تحت تأثير افكار كاذب راهنمايان مشكوك بشرى ، كه در سراسر جهان ، و در طول قرون متمادى ، پخش بوده و هستند قرار مىگيرند . ولى تنها كسى مىتواند يك تصور روشن از چيزى كه به راهنمايان واقعى بشرى الهام داده و به آنان نيرو بخشيده است داشته باشد ، كه خود در چنين راهى گام برداشته و سالها عمر خويش را در اين راه صرف كرده باشد . بلى ، آن چيزى كه بفداكاران و جانبازان قرون على رغم شكستها و ناكاميهاى ظاهرى توان ميدهد تا بار ديگر بر پاى خيزند و جهاد كنند ، اين احساس مذهبى مخصوص است . يكى از معاصرين گفته است : كه در اين عصر ماده پرستى ما ، فقط كارگران جدى علوم ، آنهايى هستند كه داراى احساسات « مذهبى » عميق باشند ، و البته اين قضاوت عادلانهاى نيست « ( 1 ) » به سختى مىتوان در بين مغزهاى متفكر جهان ، كسى را يافت كه داراى يك
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 63
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 59 و 60 . .