عوامل و انگيزه هاى مربوط به كارهاى انسانى است ، توانايى ورود به حوزهء من و سلطه و نظارت آن را ندارند . همچنين سلطه و نظارت من ناتوان تر از آن است كه پس از ورود به پيشگاه الهى خود را پا بر جا نگه دارد توضيح اين كه - اين همه فعاليتهاى ارادى و تصميمى و اختيارى ما ، براى به دست آوردن شدنها و تكاملهاى روحى است و هر مرحلهاى را كه در اين راه پشت سر مىگذاريم ، بموجود تازه ترى تبديل مىشويم كه روح ما اقتضا مىكند ، مانند رسيدن غوره و مبدل شدن آن به انگور و قرار گرفتن آهن در مجاورت آتش و بر افروخته شدن آن . اين موجوديت جديد كه مرحلهاى از وابستگى اختيارى ما را با خدا اعلام مىدارد ، نتيجه عالى و پايان اختيار روانى است كه به بالاتر از مراحل « من مىتوانم بكنم و مىتوانم نكنم » گام گذاشته است .
اين بدان معنى نيست كه اگر انسان نتيجهء عالى مزبور را به دست آورد ، در موقعى كه با قلمرو هستى سر و كار دارد و بايد كارى انجام بدهد ، به سكون محض و ركود تن در دهد ، زيرا پيش از ورود به ابديت ، انسان دو جنبه داشتن خود را كه عبارت است از جنبهء تكاپو و تحصيل مقدمات شدن و جنبهء خود شدن و ورود به حوزهء والاتر روح ، از دست نمىدهند . مثل انسان در داشتن اين دو جنبه شبيه به دو جنبهء مادى و روانى اوست انسان هر اندازه هم كه به مقامات عالى رشد روانى برسد ، خوردن و آسايش و پوشيدن و مبارزه با بيمارى را نمىتواند از خود بر كنار و منفى بسازد ، در عين حال همين امور بمنزلهء مقدمات و تكاپوهايى هستند كه مغز و فعاليتهاى آن را براى رشدهاى عالىترى آماده مىسازند .
تفسير ابيات
وقتى كه حضرت داود عليه السلام تصميم گرفت كه با سنگ مسجد اقصى را بسازد ، از خداوند متعال به او وحى آمد كه تو نمىتوانى اين مسجد را بسازى ، از تصميم خود منصرف باش . تقدير ما چنين نيست كه سازندهء مسجد اقصى تو باشى . داود عرض