همچنين بدون اين كه وضع آزمايشگرى به خود بگيريد مىبينيد كه يخ در مقابل آفتاب آب مىشود و لاشهء حيوان مىگندد . با اين حال نظريات قابل توجهى در فيزيك جديد قرن بيستم به وجود آمده است كه مىگويد حتى اگر تماشا كننده و آزمايشگر هيچ گونه تغيير و تصرف عمدى در موضوع مورد آزمايش وارد نسازد ، باز وضع شىء مورد آزمايش به مجرد بررسى تغيير پيدا مىكند . بالاتر از اين ، تصرف ديگرى هم از طرف مورد آزمايش در شخص يا وسيلهء آزمايش كننده صورت مىگيرد . عبارت زير را در قلمرو فيزيك نو مطالعه فرماييد : « تئورى كوانتا از همين راه ما را بمنازل دورترى رهبرى مىكند ، زيرا هر نظر و ملاحظهاى مستلزم عبور يك كوانتم كامل ( 1 ) از شيء منظور به شخص ناظر است و نقل يك كوانتم كامل بين آن دو ، ارتباط ناچيزى نيست . ما ديگر نمىتوانيم بين ناظر و منظور فرق كاملًا مشخصى قايل شويم ، زيرا قبول چنين فرضى مستلزم آنست كه در بارهء نقطهء دقيق تقسيم آن دو تصميم بىدليلى اتخاذ كنيم . فقط موقعى به عالم حقيقت باز خواهيم گشت كه ناظر و منظور را اجزاء يك دستگاه محسوب بداريم . اين دستگاه بايد كل غير قابل تقسيمى فرض شود و اين كل واحد را بايد طبيعت ، يعنى موضوع مشاهدات و مطالعات ما دانست . چنين بر مىآيد كه اين حكم در بارهء چيزى كه درك مىكنيم نيست ، بلكه در بارهء ادراك ما است . به عبارت ديگر در اين گفتگو آن چه مورد بحث است ، مشهود در رابطهء ناظر و منظور نيست ، بلكه نفس رابطه مطرح است ، ولى اين امر فقط در عالم كوچك اتم و الكترون موجب اختلاف قابل ملاحظه ايست ، در عالم بمقياس بشر مىتوان مطالعات را مانند گذشته ادامه داد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 425
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٥
هامش
( 1 ) كوانتم كوچكترين مقدار اتمى . .