ندارد ، موجود انسانى انديشه مىكند ، اين يك واحد ثابت و مطلق است با اين كه شايد دو انسان را نتوان پيدا كرد كه واحدها و اشكال و شرايط و منشا و نتايج انديشه شان از همه جهات متحد باشد .
اما راهى را كه براى فعاليت صحيح حس مطلق گرايى مىتوان پيش نهاد كرد اين است كه :
1 - در هر دورهاى جهان بينان خردمند مطلقهاى هر يك از قلمروهاى شئون فردى و اجتماعى انسانى را مشخص و معلوم بدارند و اثبات كنند كه تحت اين شرايط و عوامل ، ما امروز در اين قلمروها با اين مطلقها سر و كار داريم . مثلًا براى ما از جهات متعدد ثابت شده است كه كار انسانى مفيد به طور مطلق در مادهء خام ايجاد ارزش مىكند هدف خدمات اجتماعى به طور مطلق رفاه و بهزيستى اجتماعى است هدف مسائل اخلاقى ايجاد يك قاضى و محكمهء درونى براى افراد است كه به خودى خود از ارتكاب جرم خوددارى كنند و عدالت بورزند . . . اين گونه مطلقهاى درجه دوم در هر دورهاى بمناسبت عوامل و شرايط علمى و محيط و . . . وجود دارند .
موقعى كه يك انسان به وسواس جهان شناسى حرفهاى مبتلا مىشود ، حتى نمىخواهد اين گونه مطلقهاى درجهء دوم را هم بپذيرد ، گويى كلمهء مطلق حساسيتى براى آنان ايجاد كرده است كه اگر آن را كنار بگذارند و حقيقت نسبى را بجايش بگذارند ، حقيقت صحيحى را ايجاد كردهاند شما اگر بتوانيد از نظر واقع بينى امثال امور مزبور را در قلمروهاى مختلف بپذيريد ، توقف نكنيد و بپذيريد ، سپس نامش را شفتالو بگذاريد . دريغا ،
راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
2 - كشف پيوند مطلقهاى درجه دوم با مطلقهاى درجهء يكم كه ذيلا توضيح مىدهيم مشكلتر از كشف واحدهاى كلى براى جهان شناسى در فلسفه و كشف واحدهاى