جملهء بيدار كننده سنايى شاعر معمولى سود پرست را به حكيم سنايى غزنوى با عظمت تغيير مىدهد . نگاه هاى پليد يك مرد بيگانه به رابعهء عدويه باعث مىشود كه رابعه فرار كند و انقلاب عجيبى در درونش ايجاد شود و از يك كنيز معمولى يك زن عارف حاصل آيد . ( 1 ) يك ديدار لنين جنازه برادر خود را در بالاى دار ، او را به پياده كردن مكتب وادار مىسازد ، پياده كردنى كه با جهش غير مورد انتظار صورت مىگيرد . و ديدن سر بريدهء يك دهقان تولستوى را به تغيير روش فكرى وادار مىسازد و از كنت لئون يك تولستوى بزرگ مىسازد . . . مىگويند : نمىدانيم اين خود رويدادها و موضوعات هستند كه در كمين آدميان نشسته راه و روش و مقاصد آنان را تغيير مىدهند يا خود روان آدميان است كه اين گونه نيروهاى جهشى اسرار آميز را دارا مىباشند ؟ به نظر مىرسد كه اين روان خود انسانها است كه داراى نيروى جهشى فوق العادهء است كه اگر در مسير مثبت به فعاليت بپردازد ، همان ارادهء استقلالى و علت او را كه در بحث گذشته به طور اختصار مطرح كرديم مىجوشاند و ميليونها قرن را در يك لحظه و همه ى جهان هستى را از همان موضوع محرك حاصل مىدارد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 292
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٢
هامش
( 1 ) شهيد العشق الالهى رابعهء عدويه ( ام الخير ) كنيزك آل عتيك نام پدرش بنا به گفتهء ابن خلكان دروفيات الاعيان و سيد مرتضى زبيدى در اتحاف السادة المتقين ج 9 ص 576 و 681 اسماعيل بوده است . . مناوى در كتاب طبقات الأولياء فقط با لقب ذكر كرده و مىگويد : رابعهء قيسى ، ولى مناوى رابعه ديگرى را هم نام مىبرد و مىگويد : « رابعهء عدويه دختر اسماعيل » و همچنين شعرانى در كتاب الطبقات الكبرى ج 1 ص 86 رابعه را نام دو نفر مىداند ( رابعهء عدويه و رابعه دختر اسماعيل . رابعهء عدويه در عرفان اسلامى از يك نظر شباهت به قديس تريزا ابيلاوى در عرفان مسيحيت دارد و متأسفانه اطلاعات تاريخى در بارهء هر دو زن عارفه اندك است . عمر فروخ در كتاب تاريخ الادب العربى ج 2 ص 128 مىگويد : چنين به نظر مىرسد كه رابعه در اوايل قرن دوم به دنيا آمده است . .