تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اين تلخى موقعى كام عشق را تباه مىسازد كه عشق او به جهت عاملى شروع بكاهش كند ، گويى در اين موقع به تازگى خود را دريافته است و معشوق را كوچكتر از آن مىبيند كه شخصيت بىنيازى طلب خود را در اختيار او بگذارد -
گر ماه شوى به آسمان كم نگرم ور سرو شوى به بوستان كم گذرم ور مايهء جان شوى به هيچت نخرم يادت نكنم ديگر و نامت نبرم
اين همان تلخى احتياجى است كه در روزگار عشق پرده‌اى از لذت رويش را پوشانيده بود و امروز آن پرده بر طرف شده و كام عاشق را تباه ساخته است .
( ( 4401 ) ) جمله اجزاى جهان ز ان حكم پيش جفت جفت و عاشقان جفت خويش ( ( 4402 ) ) هست هر عضوى ز عالم جفت خواه راست همچون كهربا و برگ كاه

جفت جفت بودن اجزاى جهان هستى چه معنا دارد ؟

جفت گيرى جانداران موضوع ، روشنى است كه همگان از آن اطلاع دارند ، تلقيحهايى كه در درختان صورت مىگيرد ، مسأله‌اى است كه مردم كم و بيش از آن با خبرند . اما اين كه تمام اجزاى عالم وجود جفت جفت هستند ، براى همهء اشخاص نه تنها مطرح نيست ، بلكه قابل تصور هم نمىباشد . اين موضوع را قرآن مجيد مطابق آيه‌اى كه تحت عنوان آيه آورديم ، تذكر داده و گفته است : از هر چيز جفت آفريده‌ايم و اين نكته هم در آيهء مزبور وجود دارد كه « لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » 51 : 49 ( شايد شما هم متذكر شويد ) . البته آيه بيش از موضوع جفت آفريده شدن اشياء چيز ديگرى را بيان ننموده است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 153 | محمد تقي جعفري