آداب المستمعين و المريدين عند فيض الحكمة من لسان الشيخ
( ( 3602 ) ) بر ملولان اين مكرر كردن است
نزد من عمر مكرر بردن است
( ( 3603 ) ) شمع از برق مكرر بر شود
خاك از تاب مكرر زر شود
( ( 3604 ) ) گر هزاران طالبند و يك ملول
از رسالت باز مىماند رسول
( ( 3605 ) ) اين رسولان ضمير راز گو
چاكرى خواهند اسرافيل خو
( ( 3606 ) ) نخوتى دارند و كبرى چون شهان
چاكرى خواهند از اهل جهان
( ( 3607 ) ) تا ادبهاشان بجا گه ناورى
از رسالتشان چگونه بر خورى
( ( 3608 ) ) كى رسانند آن امانت را به تو
تا نباشى پيششان راكع دو تو
( ( 3609 ) ) هر ادبشان كى همىآيد پسند
كامدند ايشان ز ايوان بلند
( ( 3610 ) ) نى گدايانند كز هر خدمتى
از تو دارند اى مزوّر منتى
( ( 3611 ) ) ليك با بىرغبتىهاى ضمير
صدقهء سلطان بيفشان وامگير
( ( 3612 ) ) اسب خود را اى رسول آسمان
در ملولان منگر و اندر جهان
( ( 3613 ) ) فرّخ آن تركى كه استيزه نهد
اسبش اندر خندق آتش جهد
( ( 3614 ) ) گرم گرداند فرس را آن چنان
كه كند آهنگ اوج آسمان
( ( 3615 ) ) چشم را از غير و غيرت دوخته
همچو آتش خشك و تر را سوخته
( ( 3616 ) ) گر پشيمانى بر او عيبى كند
آتش اول در پشيمانى زند
( ( 3617 ) ) خود پشيمانى نرويد از عدم
چون ببيند گرمى صاحب قدم
تفسير ابيات
خواهيد گفت : شما اى جلال الدين پيروى از رهبران الهى را در اين كتاب زياد تكرار كردهايد ، براى چه ؟ مىگويم بله ، كسانى كه ركود طبيعى ارواح آنان را ميخكوب كرده است ، از تكرار اين اصل بزرگ ملالت خاطر دارند و گمان مىكنم براى آنان اين تكرارها مانند تكرار رويدادها ، در زندگى خسته كننده خواهد