بود ، اما مگر نمىدانيد كه استمرار مكرر نور است كه شمع را فروزان مىسازد و تابش مكرر آفتاب است كه سنگ و خاك را به طلا مبدل مىسازد ، دريغا ، افراد بشرى چقدر زود رنجيده و ملول مىشوند اما دانند كه با اين ملالت از ارتقاء خود به رشد روحى جلوگيرى مىكنند ، آرى : -
( ( 3604 ) ) گر هزاران طالبند و يك ملول
از رسالت باز مىماند رسول ( 1 )
اين رسولان دلهاى آدميان كه باز گو كننده اسرار نهانى عالم وجودند ، شنوندگانى مىخواهند مانند اسرافيل كه آمادهء شنيدن امر الهى براى اجراى مأموريت خويش است .
آنان وقار و نمونهاى از كبرياى الهى دارند و از جهان و جهانيان حالت تسليم و پذيرش مىخواهند بدين جهت است كه مادامى كه اخلاق و ادب شايستهء گيرندگى را مراعات نكنيد از رسالت آنان بهره بردارى نخواهيد كرد .
آن امانت الهى را كه با خود دارند تا در تو حالت پذيرش و استعداد و خضوع نبينند به تو واگذار نخواهند كرد ، بدان جهت كه آنان از رواق بسيار بلند ملكوتى آمدهاند ، هر گونه ادب و اخلاقى مورد پسندشان نمىباشد .
آنان خوى گدايى ندارند كه در مقابل هر خدمتى كه چون تو حيله گرى به آنان ابراز كنى ، منتى از تو تحمل كنند .
اما شما اى رهبران الهى ، به بىرغبتىها و ملالت خاطر آن درماندگان بىنوا منگريد ، مزايا و عظمتهايى كه خدا به شما عنايت فرموده است ، نثار بىنوايان كنيد و راه خود را در تربيت روحى درماندگان پيش بگيريد ، بار ديگر مىگويم اى رسولان آسمانى كاروان بشرى ، در آن افسردگان و ملولان ننگريد و اسب خود را در اين عرصه پهناور بجهانيد و به جولان در آوريد .
هامش
( 1 ) شاعر ديگرى مىگويد :
در محفل خود راه مده همچو منى را * كافسرده دل افسرده كند انجمنى را .