دعا كردن موسى عليه السلام آن شخص را تا از دنيا با ايمان برود
( ( 3383 ) ) گفت موسى در مناجات آن سحر
كاى خدا ايمان ازو مستان مبر
( ( 3384 ) ) پادشاهى كن بر او بخشا كه او
سهو كرد و خيره رويى و غلو
( ( 3385 ) ) گفتمش اين علم نى در خورد توست
دفع پنداريد گفتم را و سست
( ( 3386 ) ) دست را بر اژدها آن كس زند
كه عصا را دستش اژدرها كند
( ( 3387 ) ) سرّ غيب آن را سزد آموختن
كه ز گفتن لب تواند دوختن
( ( 3388 ) ) در خور دريا نشد جز مرغ آب
فهم كن و اللَّه اعلم بالصواب
( ( 3389 ) ) او به دريا رفت و مرغابى نبود
گشت غرقه دست گيرش اى ودود
تفسير ابيات
حضرت موسى عليه السلام در مناجات سحر گاهى عرض كرد : اى خدا ايمان آن مرد را از او سلب مفرما ، آقايى كن و بر او ببخش ، او سهو كرده و خيره رويى نمود و پاى از اندازه اش بيرون نهاد . من به او گفته بودم ، اين علم در خور تو نيست او گمان مىكرد : من مىخواهم او را از خود دفع كنم ، لذا گفتهء مرا سست و بىاساس تلقى كرد . آن كس شايستهء دست بردن به سوى اژدها است كه دستش بتواند عصاى چوبين را اژدها نمايد .
آن انسان سزاوار فرا گرفتن علم غيب است كه بتواند لب از باز گو كردنش به بندد . جز پرندهء دريايى شايسته پر زدن در سطح اقيانوس نيست . اين را بدان خداوند به واقعيات داناتر است . آن بىنوا به دريا رفت ولى مرغابى نبود ، لذا خود را با دست خود غرق ساخت ، اى خداى مهربان دستش را بگير .