قفل قوانين جاريهء هستى خيلى محكم است ، جز خدا كسى نمىتواند آن را بگشايد ، پس چه بهتر كه روى به تسليم و رضا بياوريد و دم نزنيد . همهء ذرات جهان هر يك به صورت كليدى در آيند . اين قفل ناگشودنى براى شما باز نخواهد گشت . مگر قدرت و عنايت كبريايى به سراغتان آيد و آن گره ناگشودنى را باز كند . دست بدامان مردان الهى بزنيد ، زيرا -
( ( 3075 ) ) چون فراموشت شود تدبير خويش
يا بى آن بخت جوان از پير خويش
در آن موقع كه خود طبيعىات را فراموش كردى ترا به ياد خواهند آورد و هيمن كه طوق عبوديت به گردن نهادى به آزادى واقعى خواهى رسيد . در بارهء زندگى ايده آلت بيش از يك جمله ندارم ، آن هم اين است كه : -
گر تو خواهى حُرّى و دل زندگى
بندگى كن بندگى كن بندگى
برو از اين » خود طبيعى « بگذر كه سد راه دريافت الهى است . براى دست يافتن به بقاى ابدى ، » خود طبيعى « را فانى بساز . تو اگر وصال واقعى مىجويى . خدا مىداند كه يقين واقعى و اثرش چيست ؟