ششمى مىگفت : درست دقت كن پايش هم كج است .
هفتمى مىگفت : نه بابا كشتى نمىسازد ، اين مشك تهى است .
هشتمى مىگفت : اين خر را كه سوار خواهد شد ؟ .
نهمى مىگفت : اين خر چگونه جو مىخورد ؟ زيرا خر بدون خوردن جو بارى به منزل نمىرساند دهمى مىگفت : مگر بىكارى ؟ شايد هم پير و فرتوت گشتهاى ، عقل از مغزت بيرون رفته است .
حضرت نوح در مقابل اينان بيش از يك پاسخ نداشت ، او مىگفت كشتى سازى من در بيابان بىآب مطابق دستور الهى است و اين سخريه ها از اهميت كار من نخواهد كاست .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠١