ريشهء اساسى حيات به مناسبت انتساب آب به علو ( در دو آيه ) مقام خاصى در خلقت دارد ، مانند اين است كه خداوند مىفرمايد : نيروى حيات يك پديدهء آسمانى است . و ممكن است منظور فقط اين باشد كه بوجود آمدن حيات انسانها شبيه به پديدهء روييدن نباتات زمين به وسيلهء آب است . نباتات به وسيلهء آب سر بر مىآورند و با روابط مخصوصى در هم مىپيچند . اين نكته هم مورد اشتراك هر دو آيه است . در آيه 45 از سوره كهف جريان ناپايدار حيات را در مقابل عوامل نابود كننده متذكر مىشود . در آيهء 24 از سوره يونس دخالت مستقيم خداوند را در نابود كردن آن روييده شده هاى زيبا بيان مىكند ، نيز در آيه 24 از سورهء يونس كيفيت حيات دسته جمعى انسانها و نابودى ناگهانى آنها را گوشزد مىنمايد . « اِعْلَمُوا أَنَّمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي اَلأَمْوالِ وَاَلأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ اَلْكُفَّارَ نَباتُه ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراه مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَفِي اَلآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ الله وَرِضْوانٌ وَمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ اَلْغُرُورِ 57 : 20 . » ( 1 ) ( بدانيد كه زندگى دنيا بازى و لهو و آرايش و مباهات بيك ديگر و رقابت در افزايش اموال و فرزندان است . مانند اين كه بارانى ببارد و نباتى بروياند ، سپس آن نبات بهيجان در آيد و سبز و خرم گردد ، و آن گاه [ نوبت خزانش برسد ] به بينى كه آن سبز و خرمى بزردى مبدل شده ، سپس خس و خاشاك گردد [ و پوچ شود ] و در سراى آخرت عذاب شديد [ براى تبه كاران ] و مغفرت و رضوان الهى [ براى مردم با ايمان ] است ، زندگانى جز كالاى غرور چيزى نيست ) . و به هر حال هر سه تشبيه در عين سادگى كه قابل فهم همگانى است وضع حيات انسانها و جوش و خروش و شعله ور گشتن و نمايشگرى و سپس نابود شدن آنها را مانند كفهاى ناچيز توضيح مىدهد . فلسفهء اين حيات را كه جايگاه جست و خيز و نمايشگرىاش سطح خاك تيره
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٧٤
هامش
( 1 ) سوره الحديد ، آيهء 20 . .