و فلسفهء آن را مطرح كند . ( 1 ) ب - از قديمترين دوران زندگانى اجتماعى انسانها ، به حكم ضرورت منطقى قاطعانه ، اشخاص يا طبقاتى از انسانها ادارهء امور زندگى اجتماعى را بعده گرفتهاند ، اگر موضوع را درست تحليل كنيم ، خواهيم ديد : اشخاص يا طبقاتى كه تنظيم و ادارهء امور زندگانى اجتماع را بدست گرفتهاند ، دو كار عمده را انجام مىدهند : 1 - وضع قانون و بيان عقايدى كه اجتماع بايستى داراى آنها بوده باشد . 2 - اجراى همان قانون و تثبيت ايده ها . [ البته هر يك از دو كار مزبور داراى كيفيتها و انشعابات و مشتقات گوناگون مىباشد كه فعلا مورد بحث ما نيست . ] به استثناى قانون گذاران الهى ( پيامبران ) هيچ شخص و طبقهاى در تاريخ وجود ندارد كه در وضع قانون و طرح عقايد و اجرا و تثبيت آنها ، حقيقت حيات و فلسفه و هدف آن را براى انسانها كاملًا توضيح بدهد . در حقيقت متصديان زندگانى اجتماعى انسانها ، مانند اين كه در مقابل كار انجام شدهاى قرار گرفته باشند ، اقدام به عمل كردهاند . اينان ديدهاند موجوداتى بنام انسان متولد مىشوند و پس از مدتى مىميرند و در ميان اين تولد و مرگ لذايذى را مىچشند و دردهايى را متحمل مىشوند و براى احراز و تثبيت موقعيتهاى بهتر يا بانگيزگى خود نمايى و لجاجت با يكديگر جنگند و گاهى آشتى و هم زيستى به دست مىآورند . تمدن مىسازند و سر نگونش مىكنند . غذا و لباس و مسكن و تفريح
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 541
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤١
هامش
( 1 ) ممكن است بگوييد : مادر آثار اين گونه هنرمندان و متفكران آثار خود پرستى نمىبينيم ، بلكه اثر هنرى و فكرى آنان واقعيات را منعكس مىسازد . در پاسخ اين سؤال بايد گفت : اولا خود پرستى منحصر به آن نيست كه شخصى بلند گويى به دست بگيرد و در خيابانها راه بيفتد و بگويد : من ، من . . . خود پرستى گاهى در « تو و شما » گفتن ، بيشتر اشباع مىشود تا من گفتن كه خود وسيلهء كهنه شدهء خنده است . ثانياً - شما با يك دقت كافى مىتوانيد نشانه هاى اين خود پرستى را در تناقض گويىها و عدم تعمق در انديشه و واله شدن به مطلق گويىهايى كه از آثار آنان است به دست بياوريد . .