عوامل طبيعى و انسانى را كه براى تو دست به كار شدهاند ، به لجن تبديل مىسازى و اوراق كتاب هستىات را سياه مىكنى آيا اين همه زيبايىهاى طبيعت و نيروهاى جهان هستى و عظمتهاى انسانى كه مانند ميوه هاى درخت پر شاخ و برگ خلقت است ، به اين حماقتهاى آدميان بهت زده اشك نمىريزند ؟ شما مىگوييد : وقتى كه خود انسانها در همين حماقتها لذت مىبرند به ما چه كه ميوه واقعى حيات را دور انداخته و به ميوه هاى پوسيده و گنديده قناعت مىورزند ، بگذاريد آنان در لذت فرو روند . من هرگز خوشايند بودن لذت را منكر نشدهام ( اگر چه در جايش گفتهام : نبايد لذت را هدف مطلق حيات قرار بدهيم ، اگر چه لذت تا پلهء آخر نردبام ترقى سايه وار به دنبال ما خواهد آمد ) ولى مىگويم : حد اقل لذت را به جست و خيز خود طبيعى منحصر نسازيم . وقتى كه مىبينيم لذايذى ما فوق لذت » خود طبيعى « وجود دارد كه انسانهاى با شرف و با شخصيت از آنها بر خوردارند لذت انسان دوستى و لذت دانش و لذت جهان يا بى ، لذت اداى وظيفه و كوشش در راه اعتلاى انسانها ، اين لذايذ را هم پيش نهاد كنيم و در تحريك انسانها براى به دست آوردن آن لذايذ فرو گذارى نكنيم . آن خوشىهاى انسانى چونان ميوه هاى شاداب درخت خلقت آدمى ، و لذايذ » طبيعى محض « كه به قول » ويكتور هوگو « : هدفهاى ناچيز و حيوانى است ، همان ميوه هاى پوسيده ايست كه هضم آدمى را مختل مىسازد .
( ( 2019 ) ) گر كسى مىگفتشان كاين سو دويد
تا ازين اشجار مستسعد شويد
( ( 2020 ) ) جمله مىگفتند كاين مسكين مست
از قضاء اللَّه ديوانه شده است
آرى ، منطق خود باختگان همين است كه حقيقت گرايان را ديوانه بنامند
اگر كودك چهار و پنج ساله ناظر فرو رفتن يك رياضى دان عالى مقام در مسائل رياضى باشد .