تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نائل گشت ، ولى اين نيل مطلق روح نيست ، بلكه توفيق و نيلى است مناسب ميدان طبيعت و روزنه هاى محدودى كه به پيشگاه الهى دارد . راه سومى هم براى چنين جستجو مىتوان تصور كرد و آن اين است كه پس از موفق شدن به ديدار اجمالى كه پس از كنار گذاشتن تمام هستى روى مىدهد ، انسان الهى طالب جلوه هاى مختلف جمال و جلال الهى در ارواح مردان راه حق مىباشد . تبصره - اين راه هاى سه گانه از بعضى جهات قابل اتحاد با يكديگر مىباشند ، مثلًا علت اين كه انسان در اين زندگى توانايى ما فوق ديدار اجمالى را ندارد ، براى آنست كه رخت مادى جهان طبيعت روح آدمى را فرا مىگيرد و جز روزنه هاى نسبى راه ديگرى براى كسب پرتو خورشيد الهى ندارد .

تفسير ابيات

اكنون اين مثال گويى ما و مثل زدنها و گفتگو در بيان تفاوت ميان واقعيتها و مثلها را كنار بگذاريم ، بسراغ داستان دقوقى برويم . دقوقى مرد بسيار عظيم الشان بوده و در نظرات و فتاوى ، پيشواى مردم و از جنبهء تقوا گوى سبقت از فرشتگان ربوده بود . سير الهى او در روى زمين ، سير ماه را در آسمان مات و مبهوت نموده ، ديانت واقعى او چنان عظمتى داشت كه خود دين بر مقام والاى او رشك مىبرد [ البته منظور دين حرفه‌اى است ، نه دين واقعى ، زيرا دين واقعى است كه انسان را تا عالىترين درجهء انسانيت رهنمون مىگردد . ] دقوقى با اين همه تقوا و ورد گفتنها و قيامهاى شبانه و مجاهدتهاى روزانه ، در جستجوى خاصان درگاه الهى بسر مىبرد . بزرگترين مقصود او در مسافرتها اين بود كه موفق بديدار بندهء خاص الهى شود . راه مىرفت و اين زمزمه را بلبانش داشت كه : اى خداى من ، مرا بديدار بندگان مخصوصت نائل و موفق فرما . اگر انسانى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 432 | محمد تقي جعفري