تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و عوارض آن مىلولند . در اين مورد ما نمىخواهيم سايه هاى افلاطونى را مورد بهره بردارى قرار بدهيم ، بلكه مىخواهيم شكل و رنگ و ساير عوارض را از متن واقعى حيات تفكيك كنيم ، آن اعضاء مادى بدن كه نمىتواند براى روح ميدان و وسيلهء شايسته‌اى براى فعاليت و اعتلا باشد ، چه تفاوتى با سايهء درختى براى باغبان دارد كه نه ميوه‌اى دارد و نه شاخه‌اى و ساقه‌اى و نه شكوفه‌اى كه بتواند آرمانهاى باغبان را اشباع نمايد . در آن هنگام كه روح به قدرت مطلوب و شايستهء خود مىرسد ، كالبدى مادى با تمام اجزاء درونى و برونىاش چونان سايهء دنباله رو مىباشد كه انعكاس ضعيفى از موجوديت حيات و روح را نشان مىدهد .

تفسير ابيات

فرعون تبه كار و مطرود ، جادوگران را كه به خداى موسى و هارون ايمان آورده بودند ، تهديد به مرگ كرد و گفت دست و پايتان را به طور خلاف ( دست راست و پاى چپ ) مىبرم و شما را از شاخه هاى درخت خرما به دار مىزنم . آن نادان گمان مىكرد كه جادوگران هنوز در اوهام و خيالات و وسواس و گمان غوطه مىخورند ، لذا از آن تهديدها خواهند ترسيد . نادان ابله ، نمىدانست كه آنان از اين تاريكىها رها گشته و در معرض نور دل قرار گرفته‌اند . آنان كسانى هستند كه سايهء خود را از خود حقيقى شان تشخيص داده چاپك و زيروكانه كانه از آن سايهء تاريك نجات پيدا كرده‌اند . اگر هاون سپهر نيلگون در آن گلزارى كه قدم گذاشته بودند ، صدها بار بدن آنها را مىكوبيد و خرد مىكرد ، بدان جهت كه حقيقت تركيب بدن را دريافته بودند ترسى از بروز توهم خرد شدن نداشتند . بىپرده بگويم : اين جهان خوابى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 368 | محمد تقي جعفري