دقيقتر از مضمون بيت دوم است . جلال الدين در مقابل تعظيم و تمجيد از عقل مىگويد : موضوع عقل مانند ساير موضوعات نيست كه خاصيت خود را در وضع تركيبى موجود داشته باشد ، به طورى كه كمترين اخلال به آن وضع تركيبى موجود ، خاصيت آن را از بين ببرد ، مانند اجزاء ساعت ، بلكه عقل آن نيرو است كه حقيقت طلايى خود را از دست نمىدهد ، بلكه آتش شعله ور واقعيت درخشان ، طلا را خندان مىسازد . در اين مورد مسئله مهمى كه مطرح مىشود ، اين است كه آيا عقل واقعا قابل تجزيه است يا نه ؟ اين مسئله را در سه شكل مىتوان بررسى كرد :
1 - نيروى عقل .
2 - خود تعقل .
3 - محصول تعقل .
مسلم است كه تجزيه و تفكيك جسمانى در هيچ يك از مراحل سه گانهء مزبور عقل امكان ندارد ، زيرا نيروى عقل و خود تعقل و محصول آن امورى هستند كه در ميدان سلولها و اعصاب مغزى به وجود مىآيند ، ولى داراى بعد جسمانى و حتى رياضى هم نيستند كه قابل تقسيم و تجزيه باشند .
شكل يكم - نيروى عقل مانند يك حقيقت مستقل در درون آدمى همچون يكى از اعضاء درونى و برونى فرض شود و آن گاه اين سؤال پيش بيايد كه آيا نيروى عقل قابل تجزيه است يا نه ؟ اگر سؤال به اين شكل مطرح شود ، بايد در نظر گرفت كه منظور از تجزيه چيست ؟ اگر منظور از تجزيه همان تفكيك جزيى از جزء ديگر در يك مجموعهء مركب باشد ، چنان كه اشاره كرديم ، نه تنها در اين شكل ، بلكه در هيچ يك از اشكال سه گانه ، عقل قابل تجزيه نيست ، زيرا نه بعد مجسم دارد و نه بعد رياضى . مسئله استهلاك و افزايش نيروى عقل مانند تجزيه و تركيب يك بعد مجسم يا بعد رياضى نيست ، زيرا در تجزيه پديده هاى روانى هيچ يك از اجزاء تقسيم شده به طور منفرد كار سنخ مجموع را و لو به طور ضعيف نمىتواند انجام بدهد و همچنين افزايش بعد ، خاصيت كميت را اضافه و افزايش مىدهد ، در صورتى كه ضعف نيروى عقلانى ضعف و استهلاك كيفى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 274
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٤