و ان همىگويد كه اين را چه خبر
جنگشان افكند يزدان از قدر
گوهر هر يك هويدا مىكند
جنس از ناجنس پيدا مىكند
قهر را از لطف داند هر كسى
خواه نادان خواه دانا يا خسى
ليك لطفى گشته در قهرى نهان
يا كه قهرى در دل لطفى روان
كم كسى داند مگر ربانئى
كش بود در دل محكّ جانيى
باقيان زين دو گمانى مىبرند
سوى لانهء خود به يك پر مىپرند
آيه
« وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ 17 : 44 . » ( 1 ) ( هيچ چيزى نيست مگر اين كه تسبيح و حمد او را مىگويد ، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد ) . « يا أَيُّهَا اَلْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ 74 : 1 - 2 . » ( 2 ) ( اى آن كه خود را پوشانيدهاى ، بر خيز و به مردم انذار ( تهديد و تبليغ كن )
توضيح :
با نظر به مضمون بيت استشهاد به آيهء فوق چندان روشن به نظر نمىرسد زيرا خطاب قيام كه به طور مستقيم متوجه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شده است ، قيام به بيان حقيقت بوده و حقيقت نمىتواند در ميان مكاتب سر در گم مجهول و ابهام انگيز بماند .
اى تقاضا گر درون همچون جنين
چون تقاضا مىكنى اتمام اين
سهل گردان ره نما توفيق ده
يا تقاضا را بهل بر ما منه
چون ز مفلس زر تقاضا مىكنى
زر ببخشش در سِر اى شاه غنى
جلال الدين با اين ابيات شروع به مناجات مىكند و مىگويد :
اى خداوند بزرگ ، تو كه از درون ما تقاضا مىكنى كه حقايق را در يابد و آنها را اتمام و ابراز نمايد مانند جنين كه ولادت او را خواستهاى ، امر را بر ما آسان
هامش
( 1 ) سوره الإسراء ، آيهء 44 . .
( 2 ) سوره المدثر ، آيهء 1 و 2 . .