على الله و تفويض الامر الى الله و التسليم لامر الله » ( 1 ) ( امير المومنين عليه السلام فرمود : ايمان چهار ركن دارد : رضا به قضاى الهى ، توكل بر خدا ، سپردن امر به خدا ، تسليم به امر خدا . )
( ( 1365 ) ) نى قضاى حق بود كفر و نفاق ؟
گر بدين راضى شوم باشد شقاق
( ( 1366 ) ) ور نيم راضى بود آن هم زيان
پس چه چاره باشدم اندر ميان ؟
آيا كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى سازگار است ؟
جلال الدين اولا در صدد سازگار نشان دادن كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى بر مىآيد سپس اظهار ناتوانى مىكند كه -
( ( 1374 ) ) گر گشايم بحث اين را من بساز
تا سؤال و تا جواب آيد دراز
( ( 1375 ) ) ذوق نكتهء عشق از من مىرود
نقش خدمت نقش ديگر مىشود
توضيحى كه جلال الدين در بارهء سازگار بودن دو رضايت مزبور مىدهد ، مبتنى بر فرق ميان صنع و مصنوع است كه در ابيات مربوط به عنوان دعوت كردن نوح عليه السلام پسر را . . . متذكر شد . در اين ابيات هم مىگويد :
( ( 1367 ) ) گفتمش اين كفر مقضى نى قضاست
هست آثار قضا اين كفر راست
( ( 1368 ) ) پس قضا را خواجه از مقضى بدان
تا شكالت حل شود اندر زمان
با نظر به مضمون دو بيت فوق جلال الدين مىخواهد ميان قضا و مقضى را تفكيك نمايد مىگويد : رضا به قضا با عدم رضا به مقضى ( كفر و تباهى ) منافاتى ندارد . اگر چه جلال الدين در اين مورد تفاوت ميان قضا و مقضى را توضيح نمىدهد ، ولى بدون ترديد مقصودش همان است كه در مبحث تفكيك صنع از مصنوع متذكر شديم . براى زيادتى
هامش
( 1 ) سفينه البحار ، ج 1 ص 524 . .