تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
( 1 ) محمّد ( ص ) به من فرمود : در سرزمين روم ، شهرى بود كه به آن افسوس يا طرسوس گفته مىشد ، [ نام آن در جاهليت افسوس بود و چون اسلام بدان جا راه يافت طرطوس ناميدندش . ] آنان سلطانى شايسته داشتند و چون اين سلطان بمرد رشتهء كارهايشان از هم گسست و بدين ترتيب خبر به سلطان ايران رسيد كه دقيانوس ناميده مىشد و حاكمى بود زورگو و حق پوش . او با لشكريانش به راه افتاد تا به افسوس رسيد و آن جا را پايتخت خود گرفت و كوشكى در آن بر پا ساخت . يهودى از جاى خود پريد و گفت : اگر مىدانى آن كوشك و جايگاه‌هاى آن را برايم توصيف كن . فرمود : اى برادر يهودى ! او كوشكى از مرمر برافراشت كه طول آن يك فرسنگ بود در يك فرسنگ از مرمر صاف و صيقلى و در آن چهار هزار ستون از طلا و هزار آويز طلايى به كار زده شده بود كه زنجيرهايى از نقره از آن آويزان بود و هر شب اين زنجيرها با روغنهاى خوشبويى كه بدان ماليده مىشد چراغانى مىگشت . شرق آن دويست پنجره و غرب آن نيز دويست پنجره داشت و خورشيد از هنگام برآمدن تا هنگام فرو شدن همان گونه كه چرخش داشت در اين كوشك مىگرديد . او اريكه‌اى از طلا براى خود فراهم آورده بود كه طول آن هشتاد ذرع و عرضش چهل ذرع بود و جواهر بر آن نشانده بودند . در سمت راست اريكه ، هشتاد تخت از طلا نهاده شده بود كه مقامات روحانى بر آن مىنشستند و در سمت چپش نيز هشتاد تخت كه پهلوانان [ و قاضيان ] بر آن مىنشستند . او سپس بر اريكه مىنشست و تاج بر سر مىنهاد . يهودى از جاى خود پريد و گفت : اى على ! اگر راست مىگويى به من بگو تاج او از چه فراهم آمده بود ؟ حضرت ( ع ) فرمود : اى يهودى ! تاج او از طلاى خالص بود كه هفت پره داشت و بر هر پره ، مرواريدى درخشان ، آن گونه كه چراغى در شب پرتو افشاند . او پنجاه پسر بچه از فرزندان روحانيون را برگزيده بود كه كمربندهاى حرير سرخ به ميان بسته بودند و شلوارهاى ابريشم سبز بر پاى داشتند . هر يك از آن‌ها تاجى بر سر ، دستبندى بر دست و خلخالى بر پاى داشتند . هر يك از آن‌ها با فانوسى طلايى بر دست ، نزديك سر سلطان ايستاده بودند . او شش پسر نوباوه از فرزندان علما را برگزيده ، وزير خود قرارشان داده بود و بدون نظر آن‌ها تصميمى نمىگرفت ، سه تن از ايشان در سمت راست و سه تن در سمت چپ او قرار داشتند . يهودى از جاى خود برخاست و گفت : اى على ! اگر از حال آنان آگاهى به من بگو نام سه