تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠

مبحث بيست و دوم : اين كه نسل پيامبر ( ص ) از پشت على ( ع ) است و او تقسيم‌كنندهء بهشت « 1 »

و دوزخ است : ( 1 ) خوارزمى « 2 » - به اسناد خود از جابر روايت مىكند كه گفته است : پيامبر ( ص ) فرمود : « خداوند تبارك و تعالى نسل هر پيامبرى را در پشتش قرار داده و نسل محمّد ( ص ) را در پشت على ( ع ) قرار داده است . ( 2 ) عبد اللَّه بن عبّاس مىگويد : من و پدرم عبّاس بن عبد المطّلب نزد پيامبر ( ص ) نشسته بوديم كه على ( ع ) وارد شد و سلام كرد و پيامبر ( ص ) پاسخ سلام او را داد و به او خوشامد گفت و به سوى او رفت و در آغوشش گرفت و ميان دو چشمش را بوسيد و در سمت راست خود نشاندش . عبّاس عرض كرد : يا رسول اللَّه ! او را دوست دارى ؟ فرمود : اى عموى رسول خدا ! به پروردگار سوگند ، از خود بيش‌تر دوستش دارم . همانا خداوند نسل هر پيامبرى را در پشت او مىنهد و نسل مرا در پشت على ( ع ) نهاده است . « 3 » -
هامش
( 1 ) شيخ طبرسى در اعلام الورى / 189 از جمله مناقب حضرت را آن مىداند كه خداوند او را بدين افتخار مشرّف گرداند كه آتش را فرمانبر او قرار داد . علّامهء مجلسى در بحار الانوار 39 / 210 مىگويد : « دليل بر اين سخن در باب‌هاى پيشين آورده شد و در باب‌هاى پسين نيز آورده خواهد شد و بيش‌تر آن را در كتاب معاد بيان داشته‌ايم و در تواتر آن ترديدى وجود ندارد و هيچ عاقلى شك نمىكند در اين كه هر كس قسمت‌كنندهء بهشت و دوزخ باشد از ديگرى پيروى نمىكند و چگونه يك خردمند تجويز مىكند كه امام در وارد شدن به بهشت ، به اجازهء رعيّت خود نياز داشته باشد ؟ با در نظر گرفتن اين كه بر شخص منصف ، آثار پياپى پوشيده نيست كه كسانى بر او پيشى يافتند كه دشمنان او بودند ، و اين اخبار حاكى از آن است كه حضرت ( ع ) ، دشمنان خود را به آتش وارد خواهد كرد . پس سپاس خدايى را كه ولايت او و ولايت امامان از نسل برگزيدهء او را بهرهء ما گرداند . » ( 2 ) مناقب ابن مغازلى / 49 ، ح 72 . ( 3 ) بنگريد به : مناقب ابن مغازلى / 49 ، ح 72 . او در اين كتاب به اسناد خود از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت مىكند كه گفته است : پيامبر ( ص ) فرمود : همانا خداوند نسل هر پيامبرى را در پشتش قرار داده است و نسل محمّد را در صلب على بن ابى طالب نهاده است . مصحّح اين مأخذ در حاشيهء همان صفحه مىگويد : همين سند را علّامهء قندوزى در ينابيع المودّة / 266 و حافظ هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 272 و ابن حجر هيثمى در الصواعق المحرقة / 74 و سيوطى در الجامع الصغير 1 / 230 ذكر كرده‌اند و آغاز حديث چنين است : « من و عبّاس نزد پيامبر نشسته بوديم ( و حديث همچنان كه آورديم ادامه مىيابد ) او سپس مىگويد : خطيب در تاريخ خود 1 / 316 به اسناد ابن عبّاس مىگويد : من و پدرم عبّاس نزد پيامبر نشسته بوديم - حديث همچنان كه آورديم پيش مىرود - محبّ طبرى در ذخائر العقبى 67 و الرياض النضرة 2 / 168 و ذهبى در ميزان الاعتدال 2 / 116 و ابن حجر در لسان خود 3 / 429 و علّامهء زرقانى در شرح المواهب 2 / 6 همين را آورده‌اند .