هامش
هدف اصلى از سوار شدن بر كشتى نوح ( ع ) نجات يافتن است از هلاكت و غرق شدن در طوفانى كه به قوم نوح رسيد ، يعنى : خداوند نجات را براى كسانى كه به اين كشتى سوار شوند تضمين كرد و در اين وضع براى نجات يافتن از هلاكت و رهايى از غرق شدن بدون تكيه بر رهيابى به وسيلهء ستارگان ، صرف سوار شدن كفايت مىكند .
همين بود مقصود پيامبر ( ص ) هنگامى كه فرمود : « هر كه بدان سوار شود نجات يابد و هر كه از آن بازماند غرق گردد .
ب : وجود نوح در كشتى چونان عاملى از عوامل نجات .
وجود نوح ( ع ) كه پيامبرى بود معصوم و از پيامبران اولو العزم از عوامل نجات كشتى و سواران آن بود و رهيابى آن به ساحل نجات نيازى به راهنماهاى ظاهرى نداشت .
ج : اگر اهل بيت نمىبودند كشتى حركت نمىكرد .
اهل بيت پيامبر ما ( ع ) دليل حقيقى حركت كشتى نوح و نجات اهل آن از غرق و هلاكت بود و اين در حديثى آمده است كه حافظ محبّ الدين بن نجار بغدادى با سندش از انس بن مالك روايت كرده و آن را به تفصيل در اين كتاب آورده است مىگويد :
اينها هستند از ويژگىهاى كشتى نوح ، و آيا اين كشتى نيازى به رهيابى از ستارگان دارد ؟ به خدا سوگند كه چنين نيست ، و اهل بيت ( ع ) همچون سفينهء نوح هستند .
سوم : دهلوى در تأويل حديث سفينه به مقتضاى منظورش مىگويد : چنين نيست كه محبّت همهء اهل بيت و پيروى از آنها براى نجات ، ضرورى باشد ، زيرا اگر كسى در گوشهاى از كشتى قرار يافته باشد از غرق شدن نجات مىيابد . او اين تأويل را به برخى از علما نسبت مىدهد :
سيّد حامد حسين در پاسخ به او مىگويد :
« اين متناسب با عقيدهء اهل سنّت است ، زيرا آنها به رغم اين كه گمان مىكنند محبّت اهل بيت ( ع ) و دوستى ايشان را دارند ، ولى با هدايت دشمنان و مخالفان ايشان مشى مىكنند و در حق اهل بيت ( ع ) ، كلمات زشتى بر زبان مىآورند - كه برخى از آنها بيان شده است - و اجماع آنها را حجّت نمىدانند و كسانى را بر ايشان مقدّم مىدارند كه در علم و فقه و زهد با اهل بيت مقايسه نمىشوند . . . » نيز مىگويد :
« شگفت است كه دهلوى كشتى اهل البيت را با كشتىاى چوبى مىسنجد كه انسان آن را ساخته است و مىتوان آن را سوراخ كرد و در آن رخنه پديد آورد با آن كه مسأله چنين نيست . اين كشتى ، ساخت خداوند سبحان است و اگر انس و جن جمع گردند تا شكافى در آن پديد آورند نخواهند توانست ، اگر چه برخى ، برخى ديگر را يارى رسانند » بنگريد به همان / 272 - 267 .
« سپس مير حامد حسين - رحمه اللَّه - حديث سفينه را با احاديث ديگرى نظير حديث ثقلين و اشباح و باب حطه و نظاير آن جمع مىكند ، و با همهء آنها استدلال مىكند كه تنها سبب نجات ، فرمان برى از دوازده امام و تمسّك بديشان و وارد شدن به دين از راه همهء ايشان و نه برخى از آنها و نه راه ديگران است ، و بدين ترتيب فرقهء ناجيه را از فرقههاى ديگر جدا مىكند و اين چنان است كه پيامبر ( ص ) در اخبار بسيارى بدان تصريح كرده كه همگى دلالت بر آن دارند كه شمار امامان دوازده است . » همان / 215 - 210 و تقريب المعارف / 125 .