و هنگامى كه اين آيه نازل شد :
نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
« 1 » - ، پيامبر على ، فاطمه ، حسن و حسين را خواند و فرمود : خدايا اينها خاندان من هستند .
( 1 ) از جابر بن عبد اللَّه « 2 » - است كه گفت : پيامبر نزد ما آمد در حالى كه ما در مسجد پهلو گرفته بوديم و در دست حضرت ( ص ) شاخهء تر و تازهاى از خرما بود . پس فرمود : آيا در مسجد مىخوابيد ؟ عرض كرديم : به شتاب به مسجد آمديم و على هم با ما آمد .
پيامبر ( ص ) فرمود : اى على ! آن چه بر من در مسجد حلال است بر تو نيز حلال است .
آيا نمىخواهى براى من همچون هارون باشى براى موسى جز پيامبرى ؟ به خدايى كه جان من در يد قدرت اوست تو در روز رستاخيز از حوض من دفاع مىكنى و مردانى را از كنار آن مىرانى چنان كه شتر گمراه را با عصاى خيزران از كنار آب برانند . گويى جايگاه تو را در كنار حوض كوثر مىبينم .
( 2 ) على ( ع ) مىفرمايد : « 3 » - دردى سخت مرا فرا گرفت و نزد پيامبر ( ص ) رفتم و او مرا در جاى خود خواباند و به نماز ايستاد و يك طرف جامهء خود را بر من افكند و نمازى خواند آن گونه كه خدا مىخواهد . سپس فرمود : اى پسر ابى طالب ! بهبود يافتى و ديگر دردى ندارى . تو چيزى از خدا نخواستهاى مگر آن كه من نظير آن را براى تو خواستهام و من هم چيزى از خدا نخواستهام مگر آن كه به من داده است ، فقط پيامبرى پس از من نيست .
( 3 ) معاذ بن جبل مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : من با پيامبرى بر تو چيرهام و پيامبرى پس از من نيست و تو با هفت چيز بر مردم چيرهاى و در آنها هيچ يك از قريشيان نمىتوانند با تو به محاجّه برخيزند : تو در ميان آنها نخستين كسى هستى كه به خدا ايمان آورده است ، و وفادارترين ايشان در پيمان الهى ، و مقاومترينشان در امور الهى ، و عادلترينشان در تقسيم برابر ، و دادگرترينشان نسبت به رعيت ، و بيناترينشان در
هامش
( 1 ) آل عمران / 61 ؛ ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود را و شما زنان خود را ، ما خود و شما خود را حاضر آوريم .
( 2 ) مناقب خوارزمى / 60 .
( 3 ) همان / 61 .