تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣

« ايست » مىدهد : 1 - مسير بسته به معلومات و موقعيت خاص انسانى كه تحت شرايطى به وجود آمده است ، مثلًا سؤال كننده انسانى است داراى مقدارى از استعداد و هوش و تعقل و معلومات ذخيره شده و هدف گيرىهاى معين كه او را در مسير مشخص و بسته‌اى به حركت در آورده است . مثلًا كشاورزى است كه با داشتن سرمايه هاى روانى مخصوص و معلومات معينى از فن كشاورزى به سوى مجهولى در حركت است . معلومات اندوخته اش بكمك استعداد و هوش و تعقلى كه دارد ، قضيه‌اى را كه به عنوان مجهول بايد حل و فصل شود براى او پيش آورده است ، جاى ترديد نيست كه براى دستگيرى و روشن ساختن اين كشاورز مجبوريم از واقعيات مستقيم يا غير مستقيم كشاورزى استمداد نماييم و براى اين فرد هيچ يك از مسائل عالى تاريخ و حقوق و سياسى به درد نمىخورد ، زيرا چنان كه گفتيم : مسير مشخص مفروض بسته و با مقدارى از استعداد و هوش و معلومات و هدف گيرى مشخص به راه افتاده است . 2 - مسير باز از نظر نيروى تحركى كه در خود احساس مىكند و همچنين از نظر هدف گيرى كه ديوارى رو در روى خود نمىبيند . ( 1 ) پيدا كردن منشأ سؤالاتى كه در اين مسير مطرح مىشود ، فوق العاده دشوار و با اهميت بوده و به اطلاعات وسيع و عميق نيازمند مىباشد . در اين جا ديگر براى وصول به پاسخ يك سؤال ، نمىتوانيم از خطوط مستقيم كه در هندسهء اقليدسى كوتاه ترين خط ميان دو نقطه است تبعيت كنيم ، زيرا مسير باز ممكن است مستقيم خط را از نقطهء منشأ سؤال تا حل شدن آن ، طولانىترين و پر پيچ و خم خطوط بنماياند .

هامش
( 1 ) اين كه مسير دون را تنها از دو نظر باز معرفى كرديم ، براى آن است كه هيچ مسير در جهان شناسايىها و معرفت به طور مطلق باز نيست ، زيرا قيود اجبارى و سدهاى محدود كنندهء فراوانى زمينهء كار و وسايل آن را مشخص و بسته مىسازد . .