تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
بروز آن شده است متمركز مىسازند . روى اين مسامحه كارى است كه سؤالات بشرى به طور اكثر به پاسخ واقعى خود موفق نمىشود ، چنان كه سؤالات فراوانى را انسانها چه به طور شفاهى و چه در نوشته ها ابراز مىكنند كه اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد : تنها صورت جمله شكل سؤالى دارد و بهر حال در اين مبحث مىخواهيم اهميت اين نكته را متذكر شويم كه : براى پيدا كردن پاسخ واقعى به سؤال ، به طور حتم بايد به منشأ سؤال توجه كرد و براى آن كه سؤال و پاسخ مفيد باشد ، بايد نتيجهء پرسش و پاسخ را منظور داشت . پس ما در اين مورد دو مبحث داريم :

پاسخ واقعى يك سؤال بدون توجه به منشأ سؤال امكان پذير نيست

موقعى كه سؤالى براى يك انسان يا گروهى از انسانها مطرح مىشود ، به طور ضمنى چند موضوع را در بر دارد : 1 - سؤال كننده در مسير خود رو به شناسايى و يا دريافت حقيقى ، با بن بست روبه رو شده است . 2 - سؤال كننده براى خود لازم مىداند كه از آن بن بست رهايى پيدا كند و نمىتواند در آن نقطه حركت خود را متوقف بسازد . 3 - بدون ترديد براى سؤال كننده واقعياتى و لو به طور كلى كشف شده و جزء معلومات او مىباشد ، زيرا چنان كه در مباحث شك و ترديد گفته‌ايم : بدون داشتن يك عده معلومات در متن مشكوك و پيرامون آن ، ترديد و شك امكان ندارد . اين موضوعات سه گانه در مورد هر سؤال واقعى وجود دارد . ( 1 )
هامش
( 1 ) گفتيم : « واقعى » اين قيد براى تعيين موضوع بررسى ما است ، كه عبارت است از سؤال منطقى ، در مقابل سؤالاتى كه از روى شوخى يا فريب دادن ديگران و اظهار فضل و فضيلت صورت مىگيرد . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 651 | محمد تقي جعفري