پرش به محتوای اصلی

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحه 649

پدیدآورندگان:

ص۶۴۹
ورود به اين حيرت ( احساس عظمت ) جلوه مىكند . شايد آن بيت عطار كه مىگويد :
خداوندا در اين دير تحير همىهستم تهى دست و دلى پر
ناظر به همين قسم بوده باشد .

قسم ششم - حيرت عالى و ايده آل

مىگويند : پيامبر اكرم فرموده است « رب زدنى تحيرا . » ( خداى من ، بر حيرتم بيفزا ) اين آيه هم در قرآن مجيد آمده است كه « وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً 20 : 114 . » ( 1 ) پيامبر بگو : ( اى خداى من ، بر دانشم بيفزا ) اگر در بارهء سند روايت فوق به مدرك معتبرى دسترسى پيدا نكنيم ، با نظر به مضامين آيات ديگر كه توجه دقيق و هشيارى كامل را به جهان هستى و ارتباط آن با خدا توصيه مىكند ، توصيه به همان تحير ايده آل و عالى را خواهيم ديد كه مسلما پيامبر اكرم از آن به طور كامل برخوردار بوده است . بنا بر اين ، ضميمهء آرزوى دست يا بى به علم به احساس عظمت حيرت انگيز ، قاطعانه ترين دليل آن است كه قسم ششم حيرت ، به هيچ وجه قابل قياس با اقسام پنجگانه نمىباشد و والاترين مقامى است كه يك انسان از نظر معرفت مىتواند به آن نايل شود . اين حيرت از مقولهء شك و ترديد نيست ، گمان هم نيست ، چكيدهء مستقيم دانشها و تجربه ها هم نمىباشد . ناشى از كم رنگ شدن يقينها هم نيست . ارتباطى به ترس از بازيگرى در معرفت هم ندارد . اين حيرت از اولين مرحلهء رشد مغزى در انسانهاى آگاه شروع مىشود و در غوطه خوردن در عظمت بىنهايت پايان مىپذيرد . اين پايان كه گفتيم ، نقطهء نهايى يك بعد هندسى و راكد نيست ، بلكه گام گذاشتن به ما فوق كميت و كيفيت و حركت و سكون و روشنايى و تاريكى و شروع و انجام و كشش

پاورقی
( 1 ) سوره طه ، آيهء 114 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحه 649 | محمد تقي جعفري