تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

نه برونى . » ( 1 ) چنان كه ملاحظه مىشود : عبارات فوق با صراحت كامل علل تحول و تبدل و به معناى عمومى علت حركت را وجود تضاد در داخل اشياء عينى معرفى مىكند . مسلم است كه از ديدگاه طبيعى خالص نه فلسفى كلى ، اين مطلب صحيح است ، زيرا سنتز گرديدنها در قلمرو طبيعت محصول خالص عوامل خارج از ذات اشياء نيست ، بلكه خصوصيت ذاتى اشياء بزرگترين عامل سنتزهايى است كه به دنبال خود مىآورد . در اين مسئله ما با سه موضوع كاملًا اساسى سر و كار داريم كه تا حدود امكان بايد بررسى شود : موضوع اول - مقصود از تضاد چيست ؟ موضوع دوم - آيا درون و برون مطلق وجود دارد ؟ موضوع سوم - ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن .

11 - موضوع يكم - مقصود از تضاد چيست ؟

در تعريف تضاد نمىتوان به يك جملهء نهايى كه همهء متفكرين در آن اتفاق نظر داشته باشند رسيد . از قديمترين دورانها تعريفات مختلفى در بارهء تضاد ديده مىشود . گروهى از متفكرين هر گونه مخالفت ميان دو يا چند موضوع را تضاد مىنامند . يعنى وقتى كه دو يا چند شيء بيكى از جهات با يكديگر مخالف بوده باشند ، آن اشياء را اضداد يكديگر مىنامند . ملاحظه مىشود كه اين تعريف بسيار عمومى است كه در شناسايى علمى چندان مفيد نيست ، زيرا موضوع جريان تضاد در فلسفه هاى گذشته و معاصر ، تمايز معين و مخصوصى است كه باعث مىشود دو چيز را ضد هم بنماياند دستهء ديگر مىگويند : « هر شكلى از حركت در داخل خود داراى تضاد مخصوص به خود مىباشد ،
هامش
( 1 ) تضاد ، مائوتسه تونگ ، ص 5 و 6 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 545 | محمد تقي جعفري