تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧

تشبيه فرعون و دعوى الوهيت او بدان شغال كه دعوى طاوسى مىكرد

( ( 778 ) ) همچو فرعون مرصّع كرده ريش برتر از موسى پريده از خريش ( ( 779 ) ) او هم از نسل شغال ماده زاد در خم مالىّ و جاهى اوفتاد ( ( 780 ) ) هر كه ديد آن جاه و مالش سجده كرد سجدهء افسوسيان را او بخورد ( ( 781 ) ) گشت مستك آن گداى ژنده دلق از سجود و از تحيرهاى خلق ( ( 782 ) ) مال مار آمد كه در وى زهرهاست و آن قبول سجدهء خلق اژدهاست ( ( 783 ) ) هاى اى فرعون ناموسى مكن تو شغالى هيچ طاوسى مكن ( ( 784 ) ) سوى طاوسان اگر پيدا شوى عاجزى از جلوه و رسوا شوى ( ( 785 ) ) موسى و هارون چو طاوس آمدند پرّ جلوه بر سر و رويت زدند ( ( 786 ) ) زشتىات پيدا شد و رسوايىات سر نگون افتادى از بالايىات ( ( 787 ) ) چون محك ديدى سيه گشتى چو قلب نقش شيرى رفت و پيدا گشت كلب ( ( 788 ) ) اى سگ گرگين زشت از حرص و جوش پوستين شير را بر خود مپوش ( ( 789 ) ) غرهء شيرت بخواهد امتحان نقش شير و آنگه اخلاق سگان اى شغال بىجمال بىهنر هيچ بر خود ظن طاوسى مبر ز ان كه طاوسان كنندت امتحان خوار و بىرونق بمانى در جهان ( ( 781 ) ) گشت مستك آن گداى ژنده دلق از سجود و از تحيرهاى خلق

تعظيم و كرنش و تحير خلق افراد نابخرد را مست و ديوانه مىسازد

هر چه سوگند بخوريد و جملات موجب قطع و يقين بگوييد ، تا مگر واقعيت را محسوس نماييد كه :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 437 | محمد تقي جعفري