تشبيه فرعون و دعوى الوهيت او بدان شغال كه دعوى طاوسى مىكرد
( ( 778 ) ) همچو فرعون مرصّع كرده ريش
برتر از موسى پريده از خريش
( ( 779 ) ) او هم از نسل شغال ماده زاد
در خم مالىّ و جاهى اوفتاد
( ( 780 ) ) هر كه ديد آن جاه و مالش سجده كرد
سجدهء افسوسيان را او بخورد
( ( 781 ) ) گشت مستك آن گداى ژنده دلق
از سجود و از تحيرهاى خلق
( ( 782 ) ) مال مار آمد كه در وى زهرهاست
و آن قبول سجدهء خلق اژدهاست
( ( 783 ) ) هاى اى فرعون ناموسى مكن
تو شغالى هيچ طاوسى مكن
( ( 784 ) ) سوى طاوسان اگر پيدا شوى
عاجزى از جلوه و رسوا شوى
( ( 785 ) ) موسى و هارون چو طاوس آمدند
پرّ جلوه بر سر و رويت زدند
( ( 786 ) ) زشتىات پيدا شد و رسوايىات
سر نگون افتادى از بالايىات
( ( 787 ) ) چون محك ديدى سيه گشتى چو قلب
نقش شيرى رفت و پيدا گشت كلب
( ( 788 ) ) اى سگ گرگين زشت از حرص و جوش
پوستين شير را بر خود مپوش
( ( 789 ) ) غرهء شيرت بخواهد امتحان
نقش شير و آنگه اخلاق سگان
اى شغال بىجمال بىهنر
هيچ بر خود ظن طاوسى مبر
ز ان كه طاوسان كنندت امتحان
خوار و بىرونق بمانى در جهان
( ( 781 ) ) گشت مستك آن گداى ژنده دلق
از سجود و از تحيرهاى خلق
تعظيم و كرنش و تحير خلق افراد نابخرد را مست و ديوانه مىسازد
هر چه سوگند بخوريد و جملات موجب قطع و يقين بگوييد ، تا مگر واقعيت را محسوس نماييد كه :