تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
خوانىهايى كه در بارهء اعتلا ، ترقى ، تكامل ، رشد اجتماعى ، تعاون واقعى سروده شده است قلم بطلان مىكشد . اين جنگهاى خانمان سوز كه در هر چند سال زبانه مىكشد و دودمانها را به خاكستر مبدل مىسازد ، از كجا است ؟ : از ره زنان ارواح آدميان . سلب اختيار از همهء افراد بشرى و سپردن آن به دست عدهء معدودى كه هواى پشت ميز فاصله ميان آنها و انسانها را تا بىنهايت باز كرده است ، از كجا است ؟ : از ره زنان ارواح آدميان . تاراج زحمات زحمتكشان دنيا و بىارزش ساختن كار و كوشش انسانها و با ارزش نشان دادن ضد ارزشها از كيست ؟ : از ره زنان ارواح آدميان . ايجاد تقاضاهاى مصنوعى و فريبنده براى عرضهء كالاهاى ضد بشرى از كيست ؟ آن هم : از ره زنان ارواح آدميان . قرنها است كه بحث از ستواين و سيته و ميليونها تن كاغذ سفيد و بىگناه را در كتابخانه شهر نشينان روى هم انباشته و صدها هزار مأمور و كارمند از نتيجهء زحمتكشان دنيا حقوق مىبرند ، تا آن كتابها را از آفت موريانه و گرد و غبار و تابش بيش از اندازهء خورشيد مصون بدارند ، مبادا لكهء ناچيزى به دامان آن كتابها بنشيند و تمدن انسانى به يك باره سر نگون گردد راستى عقل و خرد هم خوب چيزى است . ميليونها ، بلكه كه مىداند ، شايد هم ميلياردها نسخهء بهبودى از بيمارى راه زنى ارواح در روى اين كرهء خاكى متراكم شده است ، كسى نيست كه به طور جدى بپرسد : آقايان عزيز نكند همين نسخه ها است كه كرهء خاكى ما را به بيمارستان رو باز و متحرك و آرايش شده مبدل ساخته است ؟