تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
عقده هاى شديد و ضعيف است . عبور زمان و حوادث نيز ممكن است از نظر روانى در دو قلمرو مزبور مختلف بوده باشد ، شتاب و كندى حركت زمان و ترتيب حوادث در اجتماعات بزرگ غالبا براى اشخاص و طبقات متنوع است ، در صورتى كه براى دور افتادگان اختلاف عبور زمان در حركت و نظم رويدادها فقط مستند به خود دوران كودكى و جوانى و ميانسالى و كهنسالى مىباشد . اما از نظر واقعيات بيرون ذات ميان افراد از حيث عبور زمان و نظر به حوادث تفاوت زيادى ندارد . مسلم است كه علم و صنعت و هنر و جهان بينىهاى كلى ناشى از زندگانى اجتماعى بزرگ مىباشد و دور افتادگان از اين موضوعات محروم و جنبهء وابستگى به اجتماع دارند . با مجموع ملاحظات در دو محل زندگانى و با در نظر گرفتن آن كه پس از تشكيل دولتها همواره دور افتادگان جنبهء پيروى و حاشيه نشينى شهرها را به خود مىگيرند ، لذا از تكامل آزادانه و دسته جمعى ، محروم و اصول زندگانيشان هم با كوچكترين عوامل ناملايم از طبيعت و اجتماعات متزلزل مىگردد . كارى را كه اجتماعات در مقابل دور افتادگان غالبا انجام داده‌اند : معاملهء اجتماعات بزرگ با آنان غالبا مانند تحمل يك عده موجودات طفيلى و تحميلى بوده ، يا به صورت وسايل استثمار با آنان معامله شده است . معمولًا چنين بوده است كه افراد اجتماعات همواره يك مزيت در خود مىديدند كه در دور افتادگان وجود ندارد و به همين جهت زور گويى و فشار فراوانى را از افراد اجتماعات مخصوصاً در دورانهاى فئوداليگرى متحمل شده‌اند ، اما وظيفهء انسانيت در مقابل دور افتادگان فوق العاده با اهميت است . آن عقل و وجدان كه تربيت و احياى نفوس انسانى و ايجاد رفاه و آسايش را در بارهء بنى نوع آدمى ضرورى و تحت دستور قرار داده است ، فرقى ميان اجتماعات بزرگ