به سر ببرد ، يا بهرهاى از تمدن نداشته باشد . مسلم است كه به جهت كثرت جمعيت و تقسيم كارها و تعاونهاى دسته جمعى خواه براى تحصيل وسايل بهتر براى زندگانى و خواه براى دفع عوامل مضر طبيعت ، هوش و استعداد و انديشه و تعقل و حتى حساسيت قيافه هاى متنوع وجدان به فعليت بيشتر مىرسد و با روستايى به طور عموم فاصلهء زياد مىگيرد . نيز مسلم است كه تمدنهاى بيست و يكگانهء گذشته معلول ارتباطات اجتماعى زيادى بوده است . در حالى كه انسانهايى كه در دور از اجتماعات شهرى زندگى مىكنند ، اغلب به ضرورتهاى زندگى قناعت مىورزند و نوبت به بهره بردارى از تكامل در زندگى براى آنان به طور عمومى نمىرسد . ( 1 ) 2 - موضوع آلام و ناراحتىها و شاديها و انبساطهاى روانى است . تفاوت اجتماعات بزرگ با دور افتادگان از اجتماعات در اين پديده ها ، ضعف و شدت و سطحى بودن و عميق بودن و تنوعى است كه مشاهده مىشود ، هر چه اجتماعات وسيعتر و داراى طبقات و روابط بيشتر بوده باشد ، انواع شادىها و آلام به جهت كثرت انگيزه ها زيادتر و گوناگون مىباشد . اما شدت و ضعف پديده هاى مزبور در هر دو قلمرو ، بستگى به كيفيت برداشتى است كه در بارهء زندگانى و شئون آن صورت مىگيرد . از يك نظر شادىها و اندوه هاى دور افتادگان غالبا طبيعىتر و روشنتر و خالصتر مىباشد ، در صورتى كه شاديها و اندوه هاى اجتماعات بزرگ گاهى مخلوط يا غير طبيعى و در آميخته با تاريكىها و پديده هاى ديگر است . فطرت و طبيعت روانى دور افتادگان سالمتر و به آسانى قابل تفسير و توجيه مىباشد ، ولى فطرت و طبيعت روانى اجتماعات بزرگ داراى سطوح گوناگون و پر از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 340
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٠
هامش
( 1 ) مضمون اين مطلب از دورانهاى گذشته تا به امروز مورد قبول متفكرين بوده است ، مراجعه شود به مقدمه ابن خلدون ، ص 122 و 123 . .