تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
گناهى مرتكب نشده باشد ، موسى عرض مىكند : خداوندا من چنان دهانى ندارم من هم انسانم . خدا فرمود : تو كه به وسيلهء دهان كس ديگر مرتكب معصيت نشده‌اى ، با دهان ديگران مرا بخوان . تو چنان رفتار كن كه مردم شب و روز تو را دعا كنند . اگر اين راه ممكن نبود ، دهان خود را پاك و بال و پرى بروح خود ايجاد كن كه بپرواز در آيد . در آن هنگام كه ذكر حق بدرونت راه يابد ، پليدىها از درونت بيرون رود و شايستهء گرايش و نيايشت كند . پليدى و پاكى دو ضد معاند هستند كه هرگز با يكديگر جمع و هماهنگ نمىگردند . اگر آفتاب جهان تاب سر از افق بر آورد ، تاريكى شب توانايى ادامهء وجود را از دست مىدهد . در آن موقع كه نام پاك الهى از دهان بر مىآيد خود كشف مىكند كه هم درون تو از پليديها پاك شده است و هم دهان كثيف تو به دهان پاك و طاهر تبديل گشته است .