تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
( ( 166 ) ) بوى كبر و بوى حرص و بوى آز در سخن گفتن بيايد چون پياز ( ( 169 ) ) پس دعاها رد شود از بوى آن آن دل كژ مىنمايد از زبان

آنان كه داراى صفات پليد هستند ، هر اندازه هم بخواهند از آشكار شدن آنها جلوگيرى كنند ، باز سخنانشان رنگ و بوى همان صفات را آشكار خواهد ساخت

رنگ آميزى شدن سخنان و حركات عضوى و نمودهاى قيافهء اشخاص پليد به جهت صفات غير انسانى كه دارند ، در افراد معمولى آشكارتر و دايمى است ، در آن افراد كه نيروى خوددارى را در خود تقويت كرده‌اند ، تشخيص وضع درونى آنها از نمودهاى ظاهريشان مشكلتر است ، ولى قاعدهء لطف الهى همواره اقتضا كرده است كه اگر اين گونه نابكاران سر نوشتى از افراد يا جوامع را در دست بگيرند ، بهر شكلى كه باشد آنها را رسوا بسازد و حقيقت درونى آنان را ابراز نمايد . شايد درك خباثت و پليدى اين تبه كاران براى همهء اشخاص امكان نداشته باشد ، اما خواه در دورهء زندگانى آن حيوان صفتان و خواه پس از مرگشان ، هشيارانى از پاكان آدم پيدا مىشوند و پرده از حقيقت و هدف گيرى آنها بر مىدارند . ما خود شاهد فعاليتهاى حق به جانب مغزهاى مشهور بوديم كه چگونه مردم معمولى آنها را تا حد پرستش بالا بردند ، ولى زمان طولانى نگذشت كه تناقضات و پوچ بودن بنياد فكرى آنان به وسيلهء هشياران و متفكرين با خلوص آشكار گشت . چه جملهء حكيمانهء شايسته‌اى است كه مىگويد : بعضى اشخاص را براى مدتى مىتوان فريب داد . بعضى اشخاص را براى هميشه مىتوان گول زد .