تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
( ( 159 ) ) فيل بچه مىخورى اى پاره خوار ؟ هم بر آرد خصم فيل تو دمار ( ( 160 ) ) بوى رسوا كرد مكر انديش را پيل داند بوى خصم خويش را ( ( 161 ) ) آن كه يابد بوى رحمن از يمن چون نيابد بوى باطل را ز من ( ( 162 ) ) مصطفى چون بوى برد از راه دور چون نيابد از دهان ما بخور ( ( 163 ) ) هم بيابد ليك پوشاند ز ما بوى نيك و بد بر آيد بر سما ( ( 164 ) ) تو همىخسبى و بوى آن حرام مىزند بر آسمان سبز فام ( ( 165 ) ) همره انفاس زشتت مىشود تا به بوگيران گردون مىرود ( ( 166 ) ) بوى كبر و بوى حرص و بوى آز در سخن گفتن بيايد چون پياز ( ( 167 ) ) گر خورى سوگند من كى خورده ام از پياز و سير تقوى كرده ام ( ( 168 ) ) آن دمت سوگند غمازى كند بر دماغ همنشينان بر زند ( ( 169 ) ) پس دعاها رد شود از بوى آن آن دل كژ مىنمايد از زبان ( ( 170 ) ) اخسئوا آيد جواب آن دعا چون كه رد باشد جزاى هر دغا ( ( 171 ) ) گر حديثت كژ بود معنيت راست آن كژىِّ لفظ مقبول خداست ور بود معنى كژ و لفظت نكو آن چنان معنى نيرزد يك تسو

آيه

« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ . قالَ اِخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ 23 : 107 - 108 . » ( 1 ) ( اى پروردگار ما ما را از آتش دوزخ نجات بده ، اگر دوباره به معصيت بر گشتيم ما ستمكارانيم ، خدا به آنها فرمود : در حال مردود شدن به آتش وارد شويد و با من به گفتگو نپردازيد . )

روايت

« انى لأشم نفس الرحمن من اليمن . » ( 2 ) ( من نفس رحمانى را از طرف يمن در مىيابم . [ مقصود اويس قرنى است ] )

هامش
( 1 ) سوره المؤمنون ، آيهء 107 و 108 . .
( 2 ) احياء العلوم ، غزالى ، ج 3 ، ص 152 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172 | محمد تقي جعفري