( ( 159 ) ) فيل بچه مىخورى اى پاره خوار ؟
هم بر آرد خصم فيل تو دمار
( ( 160 ) ) بوى رسوا كرد مكر انديش را
پيل داند بوى خصم خويش را
( ( 161 ) ) آن كه يابد بوى رحمن از يمن
چون نيابد بوى باطل را ز من
( ( 162 ) ) مصطفى چون بوى برد از راه دور
چون نيابد از دهان ما بخور
( ( 163 ) ) هم بيابد ليك پوشاند ز ما
بوى نيك و بد بر آيد بر سما
( ( 164 ) ) تو همىخسبى و بوى آن حرام
مىزند بر آسمان سبز فام
( ( 165 ) ) همره انفاس زشتت مىشود
تا به بوگيران گردون مىرود
( ( 166 ) ) بوى كبر و بوى حرص و بوى آز
در سخن گفتن بيايد چون پياز
( ( 167 ) ) گر خورى سوگند من كى خورده ام
از پياز و سير تقوى كرده ام
( ( 168 ) ) آن دمت سوگند غمازى كند
بر دماغ همنشينان بر زند
( ( 169 ) ) پس دعاها رد شود از بوى آن
آن دل كژ مىنمايد از زبان
( ( 170 ) ) اخسئوا آيد جواب آن دعا
چون كه رد باشد جزاى هر دغا
( ( 171 ) ) گر حديثت كژ بود معنيت راست
آن كژىِّ لفظ مقبول خداست
ور بود معنى كژ و لفظت نكو
آن چنان معنى نيرزد يك تسو
آيه
« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ . قالَ اِخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ 23 : 107 - 108 . » ( 1 ) ( اى پروردگار ما ما را از آتش دوزخ نجات بده ، اگر دوباره به معصيت بر گشتيم ما ستمكارانيم ، خدا به آنها فرمود : در حال مردود شدن به آتش وارد شويد و با من به گفتگو نپردازيد . )
روايت
« انى لأشم نفس الرحمن من اليمن . » ( 2 ) ( من نفس رحمانى را از طرف يمن در مىيابم . [ مقصود اويس قرنى است ] )
هامش
( 1 ) سوره المؤمنون ، آيهء 107 و 108 . .
( 2 ) احياء العلوم ، غزالى ، ج 3 ، ص 152 . .