تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
( ( 3756 ) ) طوطى ايشان ز قند آزاد بود كز درون قند ابد رويش نمود ( ( 3757 ) ) پاى طاوسان ايشان در نظر بهتر از طاوس پرّان دگر كبك ايشان خنده بر شاهين زند در تعلق راه عليين زند ( ( 3758 ) ) منطق الطير آن خاقانى صداست منطق الطير سليمانى كجاست ( ( 3759 ) ) تو چه دانى بانگ مرغان را همى چون نديدستى سليمان را دمى ( ( 3760 ) ) پرّ آن مرغى كه بانگش مطرب است از برون مشرق است و مغرب است ( ( 3761 ) ) هر يك آهنگش ز كرسى تا ثريست از ثرى تا عرش در كرّ و فريست ( ( 3762 ) ) مرغ كاو بىاين سليمان مىرود عاشق ظلمت چو خفاشى بود ( ( 3763 ) ) با سليمان خو كن اى خفّاش رد تا كه در ظلمت نمانى تا ابد ( ( 3764 ) ) يك گزى ره گر بدان سو مىروى همچو گز قطب مساحت مىشوى ( ( 3765 ) ) وان كه لنگ و لوك آن سو مىجهى از همه لنگى و لوكى مىرهى

آيه

« وَاِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاُذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً 3 : 103 . . . » ( 1 ) ( همگى به حبل خداوندى ، چنگ بزنيد و پراكنده نشويد ، نعمت خداوندى را كه به شما عنايت فرموده است به ياد بياوريد ، زيرا شما با يكديگر دشمن بوديد و دلهاى شما را با هم متحد ساخت ، شما به بركت اين نعمت برادران يكديگر شديد ) . « وَكَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي اَلْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ . » 50 : 36 ( 2 ) ( چه بسا اجتماعاتى را كه پيش از آنها به خاك هلاكت افكنديم ، آنان در شهرها براى چاره جويى رخنه ها مىزدند . )

هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 103 . .
( 2 ) سوره ق ، آيهء 36 . .