تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
( هنگامى كه قرآن خوانده مىشود گوش به آن فرا دهيد و ساكت شويد شايد مورد رحم قرار بگيريد . )
چون كه آزاديت نآمد بنده باش هين مپوش اطلس برو در ژنده باش

تا آزادى كامل روحى پيدا نكرده‌ايد مطيع مردان الهى باشيد

شايد نتوان ميان حالت مطيع بودن و آزاد بودن را منطقاً توجيه و تفسير كرد ، وقتى كه انسان بايستى به سوى مقصدى روانه گردد يا آن را درك كرده و با تشخيص و آزادى خويش به سوى آن رهسپار مىشود ، با اين كه به دلالت و توجيه و تحريك شخص ديگر در حالت اولى حركتش آزادانه و در حالت دوم حركتش اجبارى و مطيعانه مىباشد . آن چه كه در راه تكامل مطلوب است اين است كه : انسان بايستى تدريجاً از عوامل جبر و اطاعتهاى كورانه كاسته و به نيروى آزادى بيفزايد . اولين گامى كه در اين راه برداشته مىشود ، آن است كه انسان تدريجاً به خود بفهماند كه بايستى اطاعت و تسليم را آزادانه انجام بدهد . اين احساس مىتواند مقدمهء خوبى براى پيش رفت درك و دانش و آزادى بيشتر بوده باشد . اگر مرحلهء اطاعت به طور منطقى و خود آگاهانه سپرى نشود ، مسلماً مرحلهء آزادى يا غير قابل وصول خواهد بود و يا اين كه طعم واقعى آزادى چشيده نخواهد شد . روى همين اصل است كه ما در اين دوران با بدترين وضع بشرى كه تاريخ به ياد دارد ، روبه رو شده‌ايم . اين وضع ناهنجار ناشى از اين شده است كه عده‌اى متفكرنما در قرن ما پيدا شده‌اند و نمىدانم روى كدامين عقده هاى روانى يا نظريات غير علمى و انسانى داد و بىداد راه انداختند كه درمان تمام دردهاى بشرى در اين كلمه خلاصه شده است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 530 | محمد تقي جعفري