در بارهء موضوعى مىخواهد استفسار نمايد خيره شويد ، فروغ درخشانى در ديده گان او خواهيد ديد كه از روشنايى چشمان شخصى كه هزاران معلومات حرفهاى را در درون خود براى خود نمايى اندوخته است ، روشنتر و مقدستر و انسانىتر است .
بگذاريد بىپرده بگويم : بشر تمام ترقيات و تمدنهاى عالى خود را مرهون اشخاصى مىداند كه هيچ وضع موجود روحى او را قانع نساخته و دايماً با استفهام و استفسارشان نيروهاى مستهلك شدهء بشرى را تجديد نمودهاند .
آيا به خود اجازه نمىدهيد كه قبول كنيد : با يك سؤال با مورد و منطقى در بارهء يك موضوع ، نصف راه شناسايى موضوع مفروض را سپرى كردهايد ؟ اگر در زير خاكهاى تيره مىتوانستيم با مغزها و دلهاى آدميان به گفتگو بپردازيم ، به آن آرزوهايشان كه جامهء عمل نپوشيد ، به آن اميدهايشان كه به نوميدى مبدل گشت ، به آن مقاصد مطلوب كه دست نيافتند و به آن حسرتها كه هنوز در ذرات خاكشان زبانه مىكشد ، به خوبى مىنگريستيم - مىديديم كه بشر مىتوانست اكثر بىنوايانى اين در خاك رفتگان را كه در شكل استفهام بروز كرده و يا در نهان خانهء درونشان مخفى گشته است با پاسخهاى قانع كنندهاى بر طرف نمايد .
اى استاد مربى اگر به آن مقام والايى كه اشغال كردهاى درست توجه كنى و اگر لذت بارور ساختن شخصيت مورد تربيت خود را واقعاً بچشى ، و مقدارى حقوق ماهيانه و مقام رسمى ظاهرى فريبت ندهد كه آنها را پاداش كار خود بدانى ، به يقين احساس خواهى كرد كه پاداش بزرگتر و ابدىتر و انسانىتر از آن نيست كه دانشجويى از جايش برخيزد و از تو در بارهء موضوعى كه مىدانى سؤالى كند .
شما اى سؤال كنندگان استفهام خود را در صورت اعتراض و خود نمايى مطرح نكنيد ، وقتى كه سؤال به شكل اعتراض و خود نمايى مطرح مىشود ، در حقيقت سؤال كننده يك سد پولادين ميان مغز خود و روح پاسخ گوينده ايجاد مىكند و با دست خود جريان آب زلال معرفت را به روح خويش جلوگيرى مىكند .
شما اى پاسخ گويندگان بدانيد آن انسان كه خدا او را شايستهء داشتن يك
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 533
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٣