زود باش ، تو از آن طرف برو و من از اين طرف ، يا اگر تو پيش مىروى من سمت عقب بر گردم .
بگذار من به حال خود باشم ، اگر يك جوالم گندم و دومى ريگ باشد ، بهتر از آن است كه در مكر بازى و حيله پردازىها غوطه ور شوم .
اين تقسيم غلط و عاميانه كه از متن حيات محدودم ناشى شده است ، خيلى بهتر از آن تقسيم صحيح است كه با حقه بازى و حيله گرى صورت خواهد گرفت .
اگر من احمقم ، مبارك باد اين احمقى كه دلم را با طراوت و جانم را در دريايى از تقوا غوطه ور ساخته است .
اگر مىخواهى شقاوت و تيره بختى را از خود بر كنار نمايى ؟ بكوش تا اين حكمت گويىهاى حرفهاى را از خود دور بسازى . حكمتى كه از طمع و حرص و خيال زاييده شود ، حكمتى است كه از نور فيض خداوند ذو الجلال خالى است .
اين حكمتها كه در اين دنيا براى خود نمايى و خود فريبى به دست مىآوريم جز گمان و پندار و شك نتيجهاى نخواهد داشت . آن حكمت عاليهء دينى است كه صاحبش را به ما فوق ملك رهنمون مىشود ، [ آرى :
گر شرف يابد ز دانش جانت بر گردون كشد
ور نه اندر چاه ماند دون گر او را دون كنى
گر گشايشهاى دينى را ز اهلش بشنوى
سخره ز ان پس بر گشايشهاى افلاطون كنى
از تو خواهند آب ز ان پس كاروان تشنگان
گر تو از هامون گريزى روى زى جيحون كنى »
ناصر خسرو قباديانى » ] اين شياطين و اوباش و عالم نماها كه بسيار در كار خود زيرك و ماهراند ، خود را بر گذشتگان برترى مىدهند . اينان حيله ها و آموخته ، جگرها شعله ور ساخته اند