و مقام و الا مشهور شده است . واى بر حال او باد مادامى كه ايمن نگشتهاى در جستجوى معروفيت به نيكى مباش ، اول پاك و پاكيزه و از عامل ترس و هراس رهايى پيدا كن آن گاه از امن و امان واقعى صحبت كن مادامى كه اى بىريش به چانهء تو ريشى نيامده است ، به بىريشهاى ديگر طعنه مزن . اين حقيقت را توجه كن كه جان ديگرى مبتلا شده در چاه افتاده است ، تو عبرت بگير و از آن چاه دورى گزين ، عبرت بگير و لطف الهى را درياب كه تو در چاه نيفتادى كه وسيلهء پند او باشى ، آن بىنوا زهر نوشيد ، تو با توجه به وضع او قند بخور .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 387
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٨٧