تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
به نقاش تسليم مىشود ، آدمى نيز خود را به خداوند مىسپارد و در عين حال عنايت او را طلب مىكند و حاجات خود و مخصوصاً هم نوعان خود را عرضه مىدارد . عموماً آن كسى كه براى ديگران دعا مىكند نجات مىيابد . شرط ضرورى اين نيايش وارستگى از خود ، يعنى مرتبهء عالى تزكيهء نفس است مردمان افتاده و فقير بيشتر از ثروتمندان و متفكرين به اين وارستگى مىتوانند رسيد . گاهى دعا كيفيت عجيبى را بر مىانگيزد كه بايد به آن معجزه نام داد . در هر كشور و در هر عصر ، مردم به كيفيت معجزه و درمان كم و بيش سريع بيمارىها در زيارتگاه ها و بعضى اماكن مقدسه معتقد بوده‌اند ، در دنبالهء ترقى بزرگ علوم در قرن نوزدهم پايهء اين اعتقاد يك باره سست گرديد و عموماً امكان وجود معجزه در گذشته و حال رد شد . همان طورى كه قوانين ترمو ديناميك حركت دايمى را غير ممكن مىداند ، همچنين قوانين فيزيولوژيكى نيز با اين مسئله مغايرت دارد و اين همان نظرى است كه امروز نيز بسيارى از فيزيولوژيستها و پزشكان آن را تأييد مىكنند . مع هذا اين امر با مشاهداتى كه در دست داريم بايد مورد غور و تأمل قرار گيرد . موارد زيادى از اين مشاهدات به وسيلهء مؤسسهء پزشكى لورد جمع آورى شده است . اطلاعات كنونى ما در بارهء تأثير فورى نيايش در شفاى امراض روى شرح حال بيمارانى كه از امراض گوناگونى چون سل استخوانى و صفاقى و دمل سردسلى ، زخمهاى چركين ، سل پوستى ، سرطان و غيره درمان يافته‌اند متكى است . چگونگى معالجه - نزد اين و آن تفاوت زيادى ندارد ، اغلب درد شديدى احساس و سپس شفاى كامل فرا مىرسد ، بعد از چند ثانيه و يا چند دقيقه حد اكثر چند ساعت زخمها جوش مىخورد و علايم عمومى بيمارى از ميان مىرود . و اشتهاى مريض باز مىگردد .