نگرفتهام ، هيچ چيز ندارم . داروغهء حسابگر الهى به وسيلهء عوامل و پديده هاى طبيعت دروغ او را نمودار مىسازد . دروغ زمين چگونه آشكار مىشود ؟ عوامل و پديده هاى طبيعت گاهى با زمين از سر لطف و ملايمت درمىآيد ، گاه ديگر با آن گلاويز مىشود و قيافهء تند و خشن به خود مىگيرد ، در نتيجه ميان قهر و لطف و بيم و اميد پنهانىهاى زمين آشكار مىشود . فصل نو بهار لطف داروغهء الهى و فصل خزان تهديد كننده و وسيله ترساننده يزدانى است .
اگر زمين با اين همه لطف و تهديد موجودى نهانگاه خود را آشكار نسازد ، آن گاه نوبت چهار ميخ زمستان مىرسد و دزد مخفى را نمودار مىكند . بدين جهت است كه خداوند مردان مجاهد را گاهى با گشايش قلبى ، گاه ديگر با گرفتگى و درد و پوشيدگى و زنجير به آزمايش مىكشد ، اين همه تكاپو و زير و رو شدن و تلاطم براى آن است كه اين بدن مادى ما كه از آب و گل ساخته شده است ، دزد و منكر فروغ جان ما آدميان است و نمىخواهد فروغ الهى جان ما آشكار شود و به تكامل خود برسد .
اى شير مرد خداوند متعال گرم و سرد و رنج و درد و ترس و گرسنگى و كاهش در اموال و بدن را در موجوديت طبيعى ما حكمفرما ساخته است ، براى چه ؟ براى ظاهر ساختن و به فعليت رسانيدن نقد جان ما و اين همه وعده ها و تهديدها را كه بر انگيخته ، نيكها و بدها را در هم آميخته ، نقد و قلب را در يك انبان ريخته است ، باشد كه ما محك به دست بياوريم و با روحى كه حقايق را در آزمايشات دريافته است ، ميان واقعيات و تزويرها جدايى انداخته و همان محك را دستور كارها و تدبيرهاى خود قرار بدهيم .
اى مادر موسى به اين كودك نوزادت ( موسى عليه السلام ) شير بده ، آن گاه بدون اين كه در بارهء بلا و بىچارگى او بينديشى ، او را در رود نيل بينداز . كودك نوزادت را آن چنان از شير آميخته با جانت سيراب كن كه انسانها در روز الست شير معرفت حق را نوش جانشان كردهاند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 355
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥٥